ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣١٩ - مقاله هيجدهم - معراج
٣- و از مطالعه تاريخ بحث معراج نظريات چندى ميان مسلمانان در اين باره بوده است.
١- معراج جسمانى با وضع عادى پيغمبر (ص) كه ظاهر آيه و اخبار بوده است.
٢- معراج روحانى بر سبيل كشف و شهود و خلع بدن كه معتقد عرفاء است و آنچه از عايشه نقل شده قابل حمل بر آنست.
٣- معراج روحانى از راه رؤياى صادقه كه صريح قول معاويه است.
٤- معراج هورقليائى كه از شيخ احمد احسائى نقل شده و گفته كه چون تن پيغمبر ممزوجى از عناصر و آثار افلاك بوده در مقام عروج از هر كرهاى آنچه در وجودش از آن آن كره بوده گذاشته و بالا رفته و در هر آسمانى هم آنچه اثر از آن آسمان در وجودش بوده گذاشته و گذشته و بهمين ترتيب پوست انداخته تا بمقام قرب خداوند شتافته.
اكنون شرحى را كه من در جلد سوم كتاب خود (الدين في طور الاجتماع) راجع بنبوت خاصه در باره معراج نگاشتهام و در سال ١٣٥٥ هجرى قمرى در نجف اشرف بچاپ رسيده در اين جا ترجمه ميكنيم.
مقاله هيجدهم- معراج
تيره پيمبران را بعالم غيب پيونديست و بر حقائق نهان از حس همگان اطلاع و توجهى بهمان عالم نهانى كه پرتو حواس انسان را بدان راهى نيست و گوشها نتوانند از آن سخنى دريابند و پرنده وهم و خيال را ياراى پرواز بدان نباشد نفوس مقدسه پيمبران تا آفاقى بس بلند بگردش روند و با فرشتههاى خداوند انس گيرند و در حظيره قدس پرانند با اينكه بچشم تو پيكر آنها در تك اين عالم سفلى است؛ بخاك آغشته است و با مردم خاكى در آميزش است و دچار شكست دردها و آلام آنست گاهى از بيمارى و گاه ديگر از رنج گرفتارى (١١٠- الكهف) بگو من بمانند شما بشرم، بمن وحى ميرسد.
سرچشمه غيب و عالم ملكوت آستان مالك الملوك و پديدار ممالكست و پيمبران و رسولان رجال اين آستان و كاركنان اين حكومت سبحانند و بدان رفت و آمد دارند گرچه در آن بروى بيگانگان بسته و پرده در آن آويخته است و شقاوت و غشاوه انس بعالم ماده و حرص بچراگاه پست آن و فريب زيور و آرايش موهومش پيوند آنها را از آن جهان با حقيقت و زيبا گسسته و در اين ميان حائل گشته و اين دنيا طلبان در تنيدههاى هوا و هوس و آرزوهاى بيجا و بىحقيقت خويش ببازى سرگرمند و در زندانش اندر بند و گويا همى از جاى بسيار دورى بآنها فرياد زنند.
ولى براى پيمبران بزرگ كه شريعتگزاران سترك و كلى باشند با اختلاف درجات معنويه كه دارند سفارتهاى مخصوصى است بملكوت خداوند و مشاهد غيب حضرت او كه بمنزله ورود رسمى رجال حكومت است در پايتخت و مركز كشور و محضر پيشوايان ملل و خداوند جل و علا در اين ورود رسمى آنها با نظام جبروت و بزرگوارى جنود و عظمت ملك خويش از آنها پذيرائى كند و با توجه خاصى در محضر زعماء عالم ملكوت با آنها برخورد نمايد تا آيات جمال اقدس خود را بدانها بنمايد و آنان را در دربار خود يك عضو رسمى معرفى كند كه فعاليت آنها در تبليغ عباد و ارشاد خلائق بآسمان حضرت او و محيط كرامات وى مورد قدردانى و ارزش است و اين همان مقاميست كه در زبان شرايع از آن به معراج تعبير شده.