ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣ - ٢٥٥
شرح-
از مجلسى «ره»- قوله
«من العجليه»
گويا نسبت بيك قبيلهاى باشد و محتملست كنايه از كسى باشد كه گوساله امت و سامرى را مقدم داشتند بر امير المؤمنين (ع) قوله
«قال ينادى»
ظاهر اينست كه منادى همان امامست و شايد مقصود اينست كه جارچى آغاز روز و جارچى پايان روز در آواز بهم مانند.
و يا مقصود اينست كه جارچى پايان روز در آغاز روز هم جار ميكشد يا موافق با جارچى حق يا موافق همان جار آخر روز.
و محتمل است به صيغه مجهول خوانده شود يعنى آنكه در آغاز روز جار كشد گزارش دهد از جارچى آخر روز و گويد كه آن شيطان است و از او پيروى نكنيد، چنين افاده شده است.
٢٥٤-
از اسحاق بن عمار از امام صادق (ع) فرمود بچشم نبينيد آنچه را دوست داريد تا بنو- فلان در ميان خود اختلاف كنند و چون اختلاف و دوئيت ميان آنها پديد شود مردم بطمع افتند و اختلاف كلمه باديد آيد و سفيانى خروج كند.
شرح-
از مجلسى ره- قوله
«حتى يختلف بنو فلان»
يعنى بنى عباس و اين يكى از اسباب ظهور امام قائمست (ع) و گرچه بسيار از آن عقب افتاده است ..
حديث صيحه
٢٥٥-
از اسماعيل بن صباح گويد شنيدم يك پيره استادى از سيف بن عميره ياد ميكرد كه گفته است من نزد ابى الدوانيق (منصور عباسى) بودم و خود آغاز سخن كرد و گفت اى سيف بن عميره بناچار يك جارچى باشد كه بنام يكى از فرزندان ابى طالب جار كشد، من گفتم كسى از مردم باشد كه اين حديث را روايت كند؟
در پاسخ گفت سوگند بدان كه جانم بدست او است اين گوشم از او شنيده كه ميفرمود: ناچار بايد جارچى بنام مردى جار كشد، گفتم يا امير المؤمنين راستى كه من مانند اين حديث را نشنيدهام