ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٦٦ - ٥٨٩
و على (ع) در اين آشوب فكرى و پراكندگى گرفتار شورش سران نام دار صحابه شده و پيروزى وابسته بفهم و شعور و واقعبينى پيروان او است كه در ضمن اين خطبه با بيان شيوائى آنها را بدين راه ميكشاند و از وضع ناهنجار دوران خود مينالد و نوميدانه براى دوران آينده اعلام خطر ميكند.
پندى دردناك از امام سجاد ع)
[٥٨٧-]
معروف بن خربوذ باز گفته كه على بن الحسين (ع) بارها ميفرمود واى بر مادرش كه نابكار باشد و پيوسته خودنمائى و ظاهرسازى ميكند، واى بر مادرش كه فاجر و هرزه است و پيوسته هم ستيزه و زباندراز است، واى بر مادرش كه گنهكار است آن كه در غير باره خدا عز و جل پرحرفى ميكند.
عصمت ابراهيم- ع
٥٨٨-
از امام باقر (ع) فرمود: بامدادى ابراهيم (ع) در ريش خود يك تار موى سپيد ديد و گفت:
سپاس از آن خدا پروردگار جهانيان است كه مرا باين سن و سال رسانيده و يك چشم بهمزدن نافرمانى خداوند نكردم.
٥٨٩-
از امام باقر (ع) فرمود چون خداوند عز و جل ابراهيم (ع) را خليل خود ساخت مژده مقام خلت چنين بدو ابلاغ شد: ملك الموت در صورت جوانى سپيدرو كه دو جامه سپيد در بر داشت و از سر و بار او آب و روغن ميچكيد (يعنى بسيار خرم و زيبا بود) نزد او آمد، ابراهيم وارد خانه ميشد و وى او را در حالى كه از خانه ابراهيم بيرون مىآمد در برون خانه استقبال كرد، ابراهيم مرد غيرتمندى بود و هر گاه براى كارى از خانه بيرون ميشد در خانه خود را قفل ميكرد و كليدش را بهمراه خود