ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١١ - ٣٧٣
هشام رو بامام صادق- يا ابا عبد اللَّه من مىبينم كه خط اجدادم در دست شما است.
امام- آرى در دست ما موجود است.
هشام- من حكم دادم كه ولاء اين آزاد كرده رسول خدا (ص) از آن تو است.
امام بيرون آمد و ميفرمود:
|
گژدم ار باز شود باز شويم |
نعل حاضر بسر او بزنيم |
|
گويد- من گفتم قربانت اين نامه چه بوده است؟
فرمود: نثيله كنيز مادر زبير و ابى طالب و عبد اللَّه بود (اين سه پسر عبد المطلب از يك مادر بودند) عبد المطلب آن كنيز را برگرفت و با او همبستر شد و فلانى را (يعنى عباس را براى او زائيد) زبير به پدر خود گفت اين كنيز از مادر ما بوده است و بارث از آن ماست و اين فرزندى كه آورده بنده ماها است و عبد المطلب همه خانوادههاى قريش را نزد او واسطه كرد گويد پس زبير در پاسخ پدر خود گفت ما از تو پذيرا شويم بشرط اينكه:
١- اين پسرت در هيچ مجلسى بالا دست ما ننشيند و در صدر مجلس جا نكند.
٢- در ارث و امور مالى ديگر با ما سهيم نباشد و قرارنامه براى او نوشت و گواهانى بر آن گرفت و آن همين قرار نامه است.
شيعه از اصحاب يمين باشند
٣٧٣-
از عنبسة بن بجاد از امام صادق (ع) در تفسير قول خدا عز و جل (٩٠- الواقعة) و اما اگر از اصحاب يمين باشند ٩١- سلام بر تو باد از اصحاب يمين- فرمود: رسول خدا (ص) فرموده است بعلى (ع) ايشان شيعه تو باشند و فرزندان تو از آنها سلامت باشند از كشتار.