ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٢ - ٣٢٥
مىنمودند، آن حضرت باو فرمود: وزغ بن الوزغ، امام صادق (ع) فرمود: از آن روز است كه آنان معتقدند وزغ بگفتار مردم گوش مىدهد و استراق سمع ميكند.
شرح-
از مجلسى ره- «قوله
يستمعان الى حديثه
» يعنى گوش مىگرفتند بدان چه گزارش ميدهد و با خانواده و همسران خود مىگويد تا بمنافقان خبر دهند و آنها را براى آن وزغ نامند كه در يك حديث گذشت بنى اميه پس از مردن بصورت وزغ در آيند و براى اينكه وزغ بآوازها گوش مىدهد آنها را بدان مانند كرد.
زايش مروان
٣٢٤-
از زراره گويد: از امام باقر (ع) شنيدم مىفرمود: چون مروان زائيده شد او را برسول خدا عرضه داشتند تا برايش دعا كند و بوسيله عايشه او را براى دعا نزد رسول خدا (ص) بردند و چون عايشه او را نزديك رسول خدا (ص) برد آن حضرت فرمود: اين وزغ زاده وزغ را از من دور كنيد بيرونش بريد، زراره گويد و جز اين ندانم كه آن حضرت فرمود رسول خدا او را لعن كرد.
مصاحبه عمر با امير المؤمنين ع
٣٢٥-
از أبى العباس مكى گويد: شنيدم امام باقر (ع) مىفرمود: راستى عمر بامير المؤمنين (ع) برخورد و گفت توئى كه اين آيه را براى تعرض بمن و رفيقم (أبو بكر) مىخوانى (٦- القلم) كدام شما بفتنه اندريد.؟
على (ع) در پاسخ او فرمود من بتو گزارش ندهم در باره آيهاى كه در حق بنى اميه نازل شده است (٢٢- محمد) آيا اميد ميرود كه اگر رو برگردانيد (متصدى ولايت شويد) در زمين فساد كنيد و قطع رحم نمائيد.
عمر در پاسخ او گفت تو دروغ گفتى بنى اميه از تو خويشپرورترند ولى تو جز براه دشمنى با بنى تيم و بنى عدى و بنى اميه نخواهى رفت (اين حديث همان حديث ٧٦ است- كه شرح آن گذشته.