ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٥٠ - شرح
ابو لهب از جا جست و تيغ خود را برداشت و ام جميل باو درآويخت و او دست بالا برد چنان سيلى باو زد كه چشمش از بيخ كنده شد و تا مرد يك چشم بود و ابو لهب دست بشمشير بيرون شد و چون چشم قريش باو افتاد و از رخساره او خشم او را دريافتند و باو گفتند اى ابو لهب تو را چه شده است؟
در پاسخ گفت من با شما بخاطر حفظ برادرزادهام بيعت كنم و شما ميخواهيد او را بكشيد سوگند بلات و عزى قصد دارم مسلمان شوم و سپس شما مىدانيد كه چه خواهم كرد، و قريش از او عذر خواستند و او برگشت.
شرح-
از مجلسى ره-
«ان امرأ عمه عينه في القوم
» مقصود از عم يا ابو لهب است و يا خود ابى طالب و اولى اظهر است زيرا ظاهر اينست كه مقصود او حمل ابى لهب بر حميت و غيرتست و مقصود از عين آقا يا پاينده و نگهبانست و مقصود اينست كه كسى كه چون تو عموئى دارد زعيم و آقاى قريش نشايد كه ميان آنها خوار شود پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم ظاهر اينست كه اين يك ضرب المثل معروف بوده است كه ابى طالب آن را بابى لهب يادآورى كرده و اين هم يكى از توطئههائى بوده كه قريش براى كشتن پيغمبر داشتهاند و ابى طالب آن را كشف كرده و بدين وسيله خنثى كرده است و ظاهرا اين توطئه پيش از حادثه محاصره در شعب ابى طالب بوده.
يكى از نيرنگهاى شيطان بر عليه مسلمانان
٤١٩-
از زرارة از ابى جعفر (ع) فرمود ابليس در روز جنگ بدر مسلمانان را در چشم كفار اندك ميشمرد و كفار را در چشم مسلمانان فزون ميكرد و جبرئيل با شمشير بدو حملهور شد و او رو بگريز نهاد و مىگفت اى جبرئيل راستى كه من مهلت دارم من مهلت دارم و دويد تا خود را بدريا افكند زراره گويد من بامام باقر (ع) گفتم براى چه مىترسيد با اينكه مىدانست مهلت دارد؟ فرمود از اينكه عضوى از او را ببرد.
شرح-
از مجلسى «ره»- شيخ طبرسى گفته است بحث است كه شيطان روز بدر چگونه عيان شد.