ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣١٣ - ٥٥٥
حديث معراج
٥٥٥-
از امام صادق (ع) در تفسير قول خدا عز و جل (١٠١- يونس) و سودمند نباشند آيات و بيمدهندهها از مردمى كه ايمان نياورند.
فرمود: چون رسول خدا (ص) را بمعراج ميبردند جبرئيل براى او براق آورد و بر آن سوار شد و ببيت المقدس رسيد و پيمبران همكار و برادر خود را در آنجا ديدار كرد و سپس برگشت و بياران خود باز گفت كه من همين امشب ببيت المقدس رفتم و برگشتم و جبرئيل براى من براق آورد و بر آن سوار شدم و نشانهاش اينست كه من بيك كاروانى كه أبى سفيان قافله سالارش بود گذر كردم كه بر سر آب بنى فلان بودند (نام قبيلهاى را گفت) و آنها يك شتر سرخموئى را گم كرده بودند و همه انديشه جستجوى آن را در سر داشتند، آن مردم بيكديگر مىگفتند همانا او بشام رفته و سوار تند روى بوده و شماها هم بشام رفتيد و آن را شناختيد اكنون از بازارها و درها و بازرگانان شام از وى پرسش كنيد، گفتند يا رسول اللَّه شام چگونه است؟ و بازارهاى شام چگونهاند؟
فرمود: شيوه رسول خدا (ص) اين بود كه چون از او چيزى سؤال مىشد كه نميدانست بر او ناگوار و سخت بود تا آنجا كه از چهره او دانسته ميشد و در او ديگرگونى پديد مىگرديد فرمود:
در اين ميان كه چنين وضعى پيدا كرده بود بناگاه جبرئيل نزد او آمد و گفت يا رسول اللَّه اين شامست كه براى تو برآورده شده (و برابر ديده تو است) رسول خدا (ص) متوجه شد و بناگاه شام را با همه درها و بازارها و بازرگانانش عيان ديد و فرمود آنكه از وضع شام پرسش ميكرد كجا است؟ در پاسخ او گفتند فلان و فلان بودند، رسول خدا (ص) بدانها پاسخ درست و كافى داد نسبت بهر چه از او پرسيدند و از آنها ايمان نياورد جز اندكى و اينست معنى قول خدا تبارك و تعالى كه: سودمند نباشند آيات و بيم