ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤ - شرح
هم در جاهليت و اسلام از پدر من بهتر نبود و خودت هم در ديانت برتر از من نيستى و از من بهتر نباشى پس چگونه براى تو اعتراف كنم بدان چه درخواست كردى؟
يزيد گفت بخدا اگر اعتراف نكنى براى من من تو را ميكشم او در جواب گفت كشته شدن من بدست تو مهمتر نيست از اينكه حسين بن على (ع) را كشتى كه زاده رسول خدا (ص) بود و او دستور داد وى را كشتند.
شرح-
از مجلسى قوله
«دخل المدينة و هو يريد الحج»
اين بيان غريب و نشنودهايست زيرا ميان اهل تاريخ و سير معروفست كه يزيد پس از تصدى امر خلافت بمدينه نيامد بلكه از شام هم بيرون نيامد تا مرد و شايد اين عمل از مسلم بن عقبه باشد كه از طرف اين ملعون والى و فرمانده قشون بود هنگامى كه او را براى كشتار مردم مدينه فرستاد و در كشتار جنگ حره از دست او آن شد كه شد و روايت شده كه با على بن الحسين قريب باين مضمون گفتگوئى كرده است و اين بر برخى رواة اشتباه شده و بنام يزيد نقل شده است.
دنباله حديث گفتگوى على بن الحسين (ع) با يزيد لعنه اللَّه.
سپس دنبال على بن الحسين (ع) فرستاد و بآن حضرت هم همان گفتار با آن مرد قرشى را تكرار كرد و آن حضرت در پاسخ او فرمود بگو بدانم اگر من براى تو اعتراف نكنم آيا مرا بمانند آن مرد قرشى ديروز نخواهى كشت؟
يزيد در پاسخ او گفت چرا و على بن الحسين (ع) فرمود: من اعتراف دارم بدان چه تو خواستى؟
من بزور بندهام اگر خواهى نگهدار و اگر خواهى بفروش يزيد باو گفت براى تو بهتر شد، خونت را حفظ كردى و از شرف تو هم چيزى نكاست.
شرح-
بعيد نيست كه پس از واقعه حره و تسليم شدن اهل مدينه يزيد بعنوان حج مسافرتى بمدينه كرده باشد و گرچه بسيار كوتاه بوده زيرا اين مسافرت با اوضاع روز بسيار مناسب بنظر ميرسد هم براى ترميمى از خرابيهاى مدينه و جلب قلوب مردم و هم براى اظهار علاقه بديانت پس از اين همه خباثت چنانچه شيوه سياستمدارانست و هم براى تقويت جبهه قشون مكه با عبد اللَّه بن زبير در نبرد بودند، غرض اين مسافرت براى مدت كوتاهى با وسائل تندرو آن روزه ميسر بوده و مناسب هم بوده است و روايت هم معتبر است و مجرد عدم ذكر مورّخان و يا عدم اطلاع آنان در برابر اين روايت دليلى نيست و اگر هم تصريح بخلاف آن كرده باشند اين روايت از كلام آنها بسيار قابل اعتمادتر است.