ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٢٢ - ٥٥٦
باريكبينى و نكتهسنجى و استنباط كيفيت آن خوددارى كند و اكتفاء كند بدان چه قرآن مجيد در بيان حقيقت آن افاده كرده است و علم هر يك از اخبارى را كه بوجهى در مقام تفصيل آن وارد شده است باهل آن واگذارد چون مضمون آنها در عقول ناقصه بشر نگنجد و احاطه بخصوصيات عالم بيرون از حس مشكلست و آنچه از اين آيات استفاده شود اينست كه:
پيغمبر (ص) تا مسجد اقصى رفت و آيات پروردگار خود را ديد و بآسمانها برآمد و با روح الامين در عالم بالا و محيط فرشتهها همسفر شد و آيات بزرگوار پروردگار خود را ديد و همين مقدار از اعتقاد كافى است براى كسى كه نيروى ايمان او را براى تصديق و اذعان يارى دهد و بهمين زودى معراج موسى (ع) و معراج عيسى (ع) را در ضمن بيان سيره و روش آنها بيان كنيم.
٤- داستان معراج پيغمبر اسلام در تعليمات عاليه خود از اين نظر قابل اهميت است كه فكر جامعه بشرى را متوجه اعماق فضا كرد و اين انديشه را در بشر بوجود آورد كه روزى بر گردونه گردون سوار شود و بتسخيرجو و سكونت در اختران فروزنده بپردازد و امروزه بر اثر پيشرفت علم و دانش بشرى فن فضانوردى پديدار شده است و نيروى فكر و صنعت و دانش بشر تا آنجا رسيده كه خود را امروز و فردا بر فراز كره ماه تصور ميكند و آن را بعنوان يك پايگاه براى صعود بسيارات ديگر بحساب مىآورد.
اثر سوء رابطه برادران مؤمن با يك ديگر و فضائل شيعه
٥٥٦-
از ابى حمزه گويد شنيدم امام صادق (ع) ميفرمود: هر گاه مؤمن ببرادرش گويد اف از پيوست و دوستى با او بدر آيد و هر گاه بدو گويد تو دشمن من هستى يكى از آن دو كافر شود زيرا خدا عز و جل از كسى عملى نپذيرد كه با عتاب و سرزنش در مقام نصيحت مؤمنى برآيد و از هيچ مؤمنى عملى نپذيرد كه در دلش نسبت بمؤمنى سوء قصد دارد، اگر پرده از برابر مردم برداشته ميشد و ميديدند كه ميان خدا عز و جل با مؤمن چه پيونديست گردن آنها در برابر مؤمن خم ميشد و امور آنها هموار ميگرديد و پيروى آنان فراهم ميشد و اگر ميتوانستند بنگرند بآن همه عملى كه مردود است از طرف خدا عز و جل هر آينه ميگفتند خدا عز و جل از احدى عملى نپذيرد.