ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧١ - ٥٣٦
٢- ما چون تو ندانيم زيرا تو دل را دانى و مناط عقيده قلبى است نه اعمال ظاهريه- از حسن در روايت ديگر و جبائى آن را اختيار كرده و معنى اول را منكر شده ..
٣- يعنى علم ما رسا نيست زيرا ما تا زنده بوديم مىدانيم و پس از مرگ خود را ندانيم و ثواب و عقاب از پايان كار معلوم شود- از ابن انبازى.
(تا آنكه گويد) من گويم آنچه امام در اين حديث فرموده است اظهر وجوهست و بوجه سوم نزديك است.
حديث مسلمان شدن على- ع
٥٣٦-
از ابى حمزه از سعيد بن مسيب گويد: از على بن الحسين (ع) پرسيدم على بن ابى طالب (ع) روزى كه اسلام آورد چند سال داشت؟
فرمود: مگر هرگز او كفر ورزيده بود كه تو روز اسلام او را ميپرسى؟ همانا هنگامى كه خدا عز و جل رسول خود را مبعوث كرد على (ع) ده سال داشت و همان روز هم كافر نبود و هر آينه بخدا تبارك و تعالى و برسول او ايمان و عقيده داشت و از همه مردم در ايمان و اسلام پيش بود و سه سال پيش از ديگران نماز ميخواند و نخست نمازى كه با رسول خدا (ص) خواند نماز ظهر بود در دو ركعت و همان دو ركعت را خدا تبارك و تعالى در آغاز واجب كرده بود بر هر كه در مكه مسلمان شد نماز همان دو ركعت دو ركعت بود و خود رسول خدا (ص) آنها را در مكه دو ركعت ميخواند و على (ع) هم مدت ده سال آنها را در مكه بهمراه او دو ركعت ميخواند تا گاهى كك رسول خدا (ص) بمدينه مهاجرت كرد و على (ع) را بجاى خود گذاشت براى انجام امورى لازم كه كسى جز او نميتوانست آنها را انجام دهد.
رسول خدا (ص) در روز اول ماه ربيع الاول كه ٥ شنبه سيزدهمين سال بعثت بود مهاجرت كرد