ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٦١ - شرح
معدن بالاى فرع شتر سعد بن ابى وقاص و عتبة بن غزوان كه بنوبت سوار ميشدند گم شد و از او بجا ماندند در جستجوى شتر خود و عبد اللَّه با ياران ديگر خود رفتند تا در نخله منزل كردند و كاروانى از قريش بدانها گذر كرد كه كشمش و پوست و مال التجارهاى از قريش داشت و عمرو بن حضرمى قافله سالارش بود.
ابن اسحاق گويد عثمان بن عبد اللَّه بن مغيره و برادرش نوفل بن عبد اللَّه مخزومى و حكم بن كيسان مولى هشام بن مغيره بهمراه عمرو بن حضرمى بودند و چون چشم آنها باصحاب عبد اللَّه بن جحش افتاد ترسيدند كه نزديك آنها منزل كردهاند و عكاشة بن محصن كه سر خود را تراشيده بود نزديك آنها رفت و چون او را ديدند آسودند و با خود گفتند اينان بعمره آمدهاند و از طرف آنها خطرى نداريد و مسلمانان با خود بمشورت پرداختند و گفتند اگر امشب كه آخر رجب است دست از آنها بداريد بحرم درآيند و از شما مصون گردند و اگر آنها را بكشيد در ماه حرام كشته باشيد بخود ترديد راه دادند و هراس از اقدام داشتند سپس دليرى كردند و تصميم گرفتند هر كدام را توانند بكشند و اموال آنها را بگيرند.
واقد بن عبد اللَّه تميمى با يك تير عمرو بن حضرمى را كشت و عثمان بن عبد اللَّه و حكم بن كيسان را اسير كردند و نوفل بن عبد اللَّه از دست آنها بدر رفت و عبد اللَّه بن جحش كاروان و اسيران را آوردند و بمدينه نزد رسول خدا (ص) رسانيدند.
يكى از خاندان عبد اللَّه بن جحش گفته كه عبد اللَّه بياران خود گفت خمس اين غنيمت را برسول خدا (ص) مىدهيم و اين پيش از اين بود كه خمس غنائم مقرر گردد از طرف خدا براى رسول خدا (ص) و او خمس كاروان را برسول خدا (ص) داد و باقيرا ميان ياران خود قسمت كرد.
ابن هشام گويد چون نزد رسول خدا (ص) آمدند فرمود من بشما نگفتم در ماه حرام بجنگيد و كاروان و دو اسير را توقيف كرد و چيزى از آن برنگرفت دسته گشتى از كار خود پشيمان شدند و پنداشتند هلاك شدند و برادران مسلمانشان آنها را سرزنش كردند در كارى كه كرده بودند قريش هم گفتند محمد و اصحابش حرمت ماه حرام را نگه نداشتند و در آن خونريزى كردند و مالها را غارت كردند و مردم را اسير كردند و هر كه از مسلمانان كه در مكه نزد قريش ميرفت در جواب آنها ميگفت اين كار در شعبان بوده و در رجب نبوده و يهود اين پيشآمد را از كلمه «عمرو بن حضرمى قتله واقد بن عبد اللَّه» بفال جنگ گرفتند و تفسير كردند كه جنگ ميان مسلمانان و قريش معمور شد و حاضر شد و افروخته شد.
و چون گفتگو در باره اين واقعه بسيار شد خداوند برسول خدا اين آيه را فرستاد (٢١٧- البقره) از تو پرسند از قتال در ماه حرام بگو قتال در آن بزرگ است ولى جلوگيرى از راه خدا و كفرورزى بدان و هم از مسجد الحرام و بيرون كردن اهلش از آن بزرگتر است نزد خدا و فتنه از كشتن بزرگتر است.
يعنى اگر شما در ماه حرام مرتكب قتل شديد آنها هم شما را از راه خدا جلوگيرند و بدان كفر ورزند و شما را از مسجد الحرام بيرون كنند كه اهل آنيد و اين اعمال نزد خدا از قتل آنها كه شما كشتيد بزرگتر است و فتنه آنها هم از قتل بزرگتر است يعنى آنها مسلمان را تفتين كنند تا از دين برگردانند و اين نزد خدا بزرگتر است «و آنها پيوسته با شما بجنگند تا شماها را از دين