ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٥٥ - ٤٢١
پنجاه سال در ميان قوم خود زيست و آنها را بخدا عز و جل خواند و قوم وى او را بباد استهزاء و مسخره گرفتند و چون از آنها چنين ديد بر آنها نفرين كرد و گفت (٢٥- نوح) پروردگارا از كفار بروى زمين ديارى مگذار. ٢٦- راستى اگر آنها را بگذارى بندههايت را گمراه كنند و جز نابكار و كفار نزايند و خدا عز و جل بنوح وحى كرد كه يك كشتى پهناور بساز و در ساختن آن شتاب كن و نوح كشتى را در ميان مسجد كوفه به دست خود ساخت و چوبش را از راه دورى آورد و كوشيد تا آن را تمام كرد.
مفضل گويد هنگام ظهر شد و سخن امام صادق قطع شد و نماز ظهر و عصر را خواند و از مسجد بيرون آمد و بسوى چپ خود رو كرد و با دستش اشاره بجاى خانه داريين (عطر فروشان) نمود كه موضع خانه ابن حكيم بوده و امروز محل جريان فراتست و بمن فرمود: اى مفضل در اين جا بتهاى قوم نوح بر پاى شده بودند (بنام) يعوق و يغوث و نسر، سپس پيش رفت تا بر مركبش سوار شد.
من گفتم قربانت نوح در چه مدتى كشتى را تمام كرد؟ فرمود در دو دوره گفتم دو دوره چند سال است؟ فرمود ٨٠ سال.
گفتم عامه مردم گويند آن را در مدت ٥٠٠ سال ساخته است فرمود: نه هرگز چگونه؟
با اينكه خدا فرمايد: به وحى آن را بساز (و عمل بر طبق نقشه و دستور خدا تا اين اندازه طول نميكشد).