ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٤ - شرح
بهتر است از آنچه از من گيرد، هلا شترم در فلانه واديست و مهارش بفلان درخت پيچيده است، مردم بسوى آن پيشى جستند و دريافتند كه بهمان وضع است كه رسول خدا (ص) فرموده است.
سپس امام صادق (ع) فرمود اكنون تو نزد كارگزار مدينه برو و از او بخواه كه بدان وعدهاى كه بتو داده است وفا كند همانا اين چيزيست كه خدا تو را بدان خوانده است و تو از او نخواستى.
شرح-
از مجلسى «ره»- قوله
«الى الحفيرة»
اين نام مكانى است در عراق پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم- اگر هم حفيره نام موضعى باشد در عراق با مضمون حديث سازگار نيست زيرا كه در حديث نام كارگزار مدينه برده شده است و راوى در مدينه خدمت امام رسيده و كارگزار را در حفيره ديدار كرده است و پر بعيد است كه اين پيش آمد در عراق باشد و با كارگزار مدينه ارتباط پيدا كند- بنظر من مقصود از حفيره در اين حديث همان محلى است در دو منزلى شهر مدينه در سر راه شام كه دوم ايستگاه خط آهن از مدينه بشام است و من چند روزى در آنجا اقامت داشتم و داستان رسيدن و ماندن چند روزه من بدان جا بسيار شنيدنيست و من بطور مختصر در اينجا مىنگارم.
در سال ١٣١٢ خورشيدى براى نخستين بار مرا توفيق يار شد و پس از حج خانه كعبه گذار بمدينه افتاد و چند ماهى در شهر مدينه و در سايه زيارتگاه رسول خدا (ص) زيستم و ببررسى مشاهد و مواقف اسلامى از آغاز هجرت پرداختم و در اواسط تيرماه بود كه با دو نفر رفيق ايرانى خود تصميم گرفتيم از مدينه بشام برويم و اين راه را پياده طى كنيم و براى راهنمائى از خط آهنى كه ميان مدينه تا شام كشيده شده و در جنگ شريف با عثمانى مخروبه مانده است استفاده كنيم و در مقام تحقيق از آبهاى ميانه راه بما گفته شد كه ايستگاه اول معلوم نيست آب باشد ولى در ايستگاه دوم بنام حفيرة بطور يقين آب وجود دارد و از عشائر عرب هم در آنجا ساكنند و ما با مشقت فراوان خود را بايستگاه حفيره رسانديم و در آنجا چاه آبى كه پر از سنگ و تيكه آهن بود پيدا كرديم و دو سه روز در آنجا توقف داشتيم تا يك دسته مسافران پياده پا از يمن بدان جا آمدند اين دسته پنج نفرى از يمن پياده آمده بودند مكه معظمه و از آنجا هم پياده آمده بودند بزيارت مدينه و اكنون هم مىخواستند پياده بروند براى زيارت بيت المقدس و در ميان اينها يك نفر بلد راه بود و گفت شما از جاده كاروانرو كه بآبگاه معمولى عشيرهنشين حفيره مىگذرد بدور افتادهايد و ما را راهنمائى كرد و براه معمولى رسانيد در آنجا چاه آب و كاروانهاى عرب در رفت و آمد بودند و ما از يك جوانى شتر كرايه كرديم و ما را تا شهر علاكه ده منزلى شهر مدينه است برد و اين حفيره كه در اين حديث نامبرده شده است ظاهر اينست كه همان حفيره دو منزلى شهر مدينه است كه يكى از منازل كاروانرو معمولى ميان شام و مدينه بوده است و تاكنون هم باقى است.
قوله
«ضلت ناقته»
- اين يكى از معجزات مشهور پيغمبر (ص) است و خاصه و عامه بطرق