ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٩٤ - ٤٧٣
شرح-
از مجلسى ره- «قوله
بطاعة
» بنا بر اين تاويل ترك طاعت كسى كه خداوند بطاعت او فرمان داده است بمنزله شرك بخدا است زيرا خدا را در اين باره اطاعت نكرده است و شياطين جن و انس را اطاعت كرده و از اين رو تعبير كرده است از طاعت ولى امر بذكر خداى يگانه يا اينكه چون يگانگى خداوند فهميده نشود جز به آموزش از آنها طاعت آنها را توحيد ناميده است ..
٤٧٢-
از كثير بن كلثمه از امام باقر و يا از امام صادق (ع) در تفسير قول خدا عز و جل (٣٧- البقره) دريافت كرد آدم از پروردگارش سخنانى- فرمود آن سخنان اين بود كه:
نيست شايسته پرستشى جز تو منزهى تو بار خدايا و من بسپاس تو اندرم بد كردم و بخود ستم كردم مرا بيامرز و تو بهترين آمرزندههائى.
نيست شايسته پرستشى جز تو منزهى تو بار خدايا و من بسپاس تو اندرم بد كردم و بخود ستم كردم مرا بيامرز و بمن مهربانى كن و توئى ارحم الراحمين.
نيست شايسته ستايشى جز تو منزهى تو بار خدايا و من بسپاس تو اندرم بد كردم و بخود ستم كردم توبه مرا بپذير زيرا تو پر توبه پذير و مهربانى.
و در روايت ديگر در تفسير قول خدا عز و جل فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فرموده است از او بحق محمد و على و حسن و حسين و فاطمه (ص) درخواست كرد.
در ملكوت ابراهيم (ع) و مكاشفه او
٤٧٣-
از ابى بصير از امام صادق (ع) فرمود چون ابراهيم (ع) ملكوت آسمانها و زمين را بچشم خود ديد توجهى نمود و ديد مردى زنا ميكند و بر او نفرين كرد و مرد و سپس ديگرى را ديد و باو هم نفرين كرد و او هم مرد تا سه تا كه ديد و بآنها نفرين كرد و مردند و خدا عز ذكره باو وحى كرد