ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦ - شرح
من گويم- همانا عمر بدين استعفاء مبادرت كرد تا مبادا نسب خودش بمردم عيان شود و او به پردهپوشى از همه نيازمندتر بود كما لا يخفى.
و گفتهاند كه برخى بودند از راه مسخره و يا امتحان از رسول خدا (ص) پرسشها ميكردند يكى ميگفت پدرم كيست و يكى مىگفت پدرم كجا است يكى شتر گم ميكرد و مىگفت شترم كجا است؟
و خداوند اين آيه را فروفرستاد- از ابن عباس.
و گفتهاند رسول خدا (ص) خطبه خواند و در ضمن آن فرمود: راستى خدا حج را بشما واجب كرده است، عكاشة بن محصن و يا سراقة بن مالك از جا برخاست و عرضكرد:
يا رسول اللَّه در هر سال واجبست؟ و پيغمبر روى از او گردانيد و او تا سه بار اين پرسشها را تكرار كرد و رسول خدا (ص) در جواب او فرمود واى بر تو از كجا اطمينان دارى كه من بگويم، آرى، بخدا كه اگر گفتم آرى هر ساله واجب باشد و اگر هر سال واجب شود شما نتوانيد و اگر ترك آن كنيد كافر شويد تا من از شما باز داشتهام شما هم دست از من باز داريد و همانا كسانى كه پيش از شماها بودند بواسطه اينكه از انبياء خود بسيار چيزها پرسيدند و بسيار در موقع نامناسب نزد آنها رفتند هلاك شدند.
هر گاه من شماها را بچيزى فرمان دادم آنچه كه توانيد از آن را انجام دهيد و هر گاه چيزى را بر شما غدقن كردم از آن كناره جوئيد- از على بن ابى طالب و ابى امامه باهلى.
و گفتهاند كه در دنبال پرسش از رسول خدا (ص) از بحيره و سائبه و وسيله و حام اين آيه نازل شده است.
٢٤٩-
از محمد بن مروان گويد امام صادق تلاوت كرد (١١٥- الانعام) وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ الحسنى صِدْقاً وَ عَدْلًا- من گفتم قربانت همانا ما آن را وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا- مىخوانيم؟ فرمود كلمه حسنى در آن منظور است.
شرح-
از مجلسى (ره)- دلالت دارد كه كلمه حسنى در آيه بوده است و متروك شده و مقصود از كلمه پروردگار يا قرآنست و يا دين حق يا تقدير الهى و يا امام بر حق و اخبارى بر اين معنى اخير دلالت دارند.