ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٦٢ - ٥١٨
برگردانند اگر توانند» يعنى آنها بر كار بدترى اصرار دارند و بزرگترى كه نه از آن پشيمانند و نه از آن دست بردارند.
و چون قرآن بدين شرح نازل شد و خدا عقده ترس و هراسى كه در دل مسلمانان بود گشود رسول خدا كاروان و اسيران را تسليم گرفت و قريش فداء براى عثمان بن عبد اللَّه و حكم بن كيسان فرستادند و رسول خدا (ص) فرمود ما آنها را بفداء ندهيم تا دو رفيق ما يعنى سعد بن ابى وقاص و عتبة بن غزوان سالم برگردند زيرا ما از شما بر جان آنها ترس داريم و اگر آنها را بكشيد ما اين اين دو را بجاى آنها بكشيم و سعد و عتبه هم برگشتند و رسول خدا با دريافت فدا آن دو را آزاد كرد و حكم بن كيسان از روى دل مسلمان شد و نزد رسول خدا (ص) ماند تا در روز بئر معونه شهيد شد و عثمان بن عبد اللَّه بمكه برگشت و آنجا در كفر بمرد.
و چون عبد اللَّه بن جحش و اصحابش از غم خلاف در ماه حرام آرام شدند طمع در ثواب بردند و گفتند يا رسول اللَّه آيا اين كار ما يك جهادى بود و در آن اجر مجاهدان داريم و خدا اين آيه را در باره آنها نازل كرد.
(٢١٨- البقره) راستى آن كسانى كه گرويدند و آنها كه مهاجرت كردند و جهاد كردند در راه خدا آنان اميدوار رحمت خدايند و خدا آمرزنده و مهربان است- و خداوند بزرگترين اميدوارى را بآنها عطا كرد پايان نقل از سيره ابن هشام.
ميان خبرى كه مجلسى ره نقل كرده با اين تاريخ اختلاف مهمى است در اينكه در خبر حادثه را آخر جمادى الثانيه ضبط كرده است و در تاريخ آخر رجب فتدبر.
حديثى در فضل و تعريف شيعه
٥١٨-
از عمار بن ياسر گويد در اين ميان كه من نزد رسول خدا (ص) بودم رسول خدا (ص) فرمود: شيعه خاصه خالصهاند از آن ما خاندانند؛ عمر گفت يا رسول اللَّه آنها را براى ما معرفى كن تا بشناسيمشان، رسول خدا (ص) فرمود من اين را بشما نگفتم جز ميخواستم شما را بدان خبر دهم سپس رسول خدا (ص) فرمود من دليل بر خدا عز و جل هستم و على ياور دين است و خاندانش چراغ آنند و آنان چراغها باشند كه بدانها روشن شود.
عمر گفت يا رسول اللَّه هر كس را دل با اين موافق نباشد؟ رسول خدا در پاسخ او فرمود دل را