ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٥١ - ٤٢٠
١- چون قريش تصميم گرفتند بسوى مدينه روند بيادشان آمد كه با بنى بكر بن عبد مناة در جنگند و نزديك بود فسخ عزيمت كنند و شيطان در صورت سراقة بن مالك كنانى با قشونى بدانها نمايان شد او از اشراف كنانه بود و بدانها گفت امروزه كسى از مردم بر شما چيره نگردد و من شما را در پناه خود مىگيرم يعنى از كنانه در امان مىدارم و چون شيطان ديد فرشتهها از آسمان فرود مىآيند و دانست در برابر آنها توانائى ندارد پشت بگريز داد- از ابن عباس و سدى و كلبى و ديگران.
٢- چون دو قشون باهم برخوردند ابليس در صف مشركين بود و دست حرث بن هشام را به دست داشت و بدنبال برگشت حرث باو گفت اى سراقه در اين وقت دست از يارى ما ميكشى؟ گفت من چيزى را مىبينم كه شماها آن را نمىبينيد حرث گفت بخدا نبينى جز جاسوسان يثرب را و شيطان بسينه او كوفت و گريخت و لشكر مشركين پا بگريز نهادند و چون بمكه برگشتند گفتند سراقه بود كه مردم را گريزاند و شكست داد.
سراقه گفت بخدا من از رفتن شما هم بىاطلاع بودم تا خبر شكست شماها بمن رسيد گفتند تو فلان روز نزد ما آمدى. براى آنها قسم خورد كه من نبودم و چون مسلمان شدند دانستند كه او شيطان بوده است- از كلبى و اين قول از امام باقر و امام صادق (ع) هم روايت شده است.
٣- ابليس صورت خود را نتواند ديگرگونه سازد و بصورت سراقه درآيد ولى خدا است كه او را بصورت سراقه درآورده تا نشانه صدق و پيروزى پيغمبر (ص) گردد.
٤- ابليس بصورت انسانى درنيامده است و اين سخن را بر وجه وسوسه بآنها القاء كرده است- از حسن و بلخى آن را اختيار كرده.
و شيخ مفيد در ضمن كلام خود گفته ممكنست خداوند جن و آنچه بمانند آنها است توانا ساخته باشد كه بتوانند بر خود فراهم شوند و ببرخى عناصر خويش تكيه كنند و بوضعى درآيند كه مردم آنها را توانند ديد و بصورت ديگر جانداران جلوه كنند زيرا آنها جسم رقيقى دارند كه اين تشكل در آن امكان دارد.
٤٢٠-
از امام صادق (ع) كه رسول خدا (ص) بر آن تلى كه امروز مسجد فتح بر آن ساخته شده ايستاد هنگام جنگ احزاب بود و شبى تاريك و سرد پس فرمود: چه كسى است كه برود ميان قشون دشمن و گزارشى از آنها براى ما بياورد و مزد او بهشت باشد، كسى از جا برنخاست سپس گفته خود را بازگفت و كسى برنخاست امام صادق (ع) با حركت دست خود فرمود؟ آن مردم چه ميخواستند؟ بهتر از بهشت ميخواستند؟