ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٩ - شرح
ب- اين توجيه در باره حواء درست نيايد چون بذراعها ضمير مؤنث دارد مگر آنكه آن را بكلمه يد برگردانى و آنهم تكلف ركيكى است و زور است.
٩- آنكه ضمير بذراعه راجع بامام صادق (ع) باشد يا بعلى (ع) كه در صدر خبر از كتاب او نقل شده است و مقصود اين باشد كه قامت آدم بعد از فشردن ٧٠ ذراع بذراع امام صادق يا بذراع على (ع) شده است.
(بطور خلاصه ترجمه شد) و سپس مجلسى ره گويد:
بدان كه فشردن آدم ممكنست باين طور باشد كه اجزاء او هم درهم شده يا اينكه از طول بعرض افزوده شده باشد يا برخى اجزاء تن از همه اعضاء بامر خدا تحليل رفته باشد بر عكس نمو يا اينكه همه اين امور بكار رفته باشد و اللَّه يعلم پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم- در اين حديث توجه بچند مطلب بايد داشت:
١- در چه ارتفاعى از سطح زمين تشعشعات جوى وجود دارد و مايه زيانست.
٢- فشار بر جسم آدم چگونه بوده است.
٣- اين شكايت آدم بزبان حال بوده است و هنگام آفرينش صورت گرفته و يا پس از زندگى او در زمين بوده است و بزبان معمولى انجام شده است.
١- راجع بموضوع اول از نظر فلسفه يونانى حل خبر بسيار مشكل است زيرا طبق اين فلسفه كره هوا گرداگرد زمين قرار دارد و تا بكره آتش كه گرد آنست و زير فلك قمر است ادامه دارد و مسافت ميان مقعر فلك قمر يعنى ميان قمر تا مركز زمين چهل و پنج هزار فرسخ و كسرى است كه اگر نيم قطر زمين را كه قريب هزار و چهار صد فرسخ است از آن كم كنيم ميماند قريب ٤٣ هزار فرسخ و كسرى و اين مسافت قطر كره هوا و كره آتش است و متقدمين اهل هيئت را ميسر نشده است كه قطر هر كدام از كره هوا و كره آتش را اندازه كنند گرچه فصلى در ابعاد زمين تا افلاك سيارات و ثوابت و فاصلههاى آنها گفتهاند.
ولى اين جمله در شرح چغمينى كتاب هيئت معتبر قديم وجود دارد كه قطر هوا تا آنجا كه اثر انعكاس حرارت خورشيد از زمين هست قريب هفده فرسخ است كه برابر يك صد و دو كيلومتر مىشود (و اين با نظريه امروزه راجع بمسافت قوه جاذبه زمين كه قريب ١٢٠ كيلومتر تخمين شده نزديك است) و پس از اين مسافت تا بكره آتش طبقه هواى خالص زمهريرى قرار دارد و هيچ حرارت وجود ندارد تا برسد بكره آتش خالص كه بسيار سوزاننده است و معلومست كه در اين مسافت هفده فرسخ هم هر چه از زمين دورتر شوند هوا خنكتر است و اثر انعكاس حرارت در آن كمتر است و بديهى است كه قله كوههاى مرتفع چون البرز در شش كيلومترى از سطح دريا و چون اورست هيمالياى هندوستان و چين در ٩ كيلومتر هميشه آگنده از برف هستند و بواسطه سردى هوا در اين مسافت يك فرسخ و تا يك فرسخ و نيم از سطح دريا هميشه يخبندانست و اين سردى رو بفزونيست تا برسد بكره آتش خالص كه هر چيز را آب ميكند.
بنا بر اين چگونه مىتوان گفت كه قد آدم تا آفاق آسمان بلند بوده و از سوزش آفتاب در عذاب بوده و بخدا شكايت ميكرده است.