ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٥٩ - شرح
كرد و تسلط جباران را از ميان برداشت و استفاده ناحق را بوسيله رباخوارى كه عبارت از بردگى اقتصاديست ملغى كرد و بشر را در زندگى و بهرهبردارى از كار و كوشش خود آزاد نمود و رسم جاهليت را از ميان برداشت.
قوله
«و من عهود عباده»
مانند امراء و شياطين و پيشوايان گمراهكننده.
قوله
«فتجلى سبحانه»
ابن ميثم گفته است اشاره دارد بجلوهگرى خداوند از قرآن مجيد يعنى ظهور او براى بندگان بوسيله نمايش عجائب آفريدههاى خود و يادآورى كيفر دادن ملتهاى گذشته كه نافرمانى او كردند.
تا آنكه گويد يكى از فضلاء گفته است مقصود از جلوهگرى كردن خداوند از قرآن مجيد يعنى ظهور او براى بندگان بوسيله نمايش عجائب آفريدههاى خود و يادآورى كيفر دادن ملتهاى گذشته كه نافرمانى او كردند.
تا آنكه گويد يكى از فضلاء گفته است مقصود از جلوهگرى كردن خداوند در كتاب خود ظهور او است به وسيله كليه موجودات عالم تكوين و مقصود از كتاب كتاب تكوينى است انتهى.
دنباله حديث خطبه.
خداوند عز و جل محمد (ص) را بدين روش مبعوث كرد سپس راستش اينست كه محققا پس از من بر شما دورانى آيد كه در آن زمان چيزى نهانتر از حق نيست و نه عيانتر از باطل و نه بيشتر از دروغ بر خدا تعالى و رسولش (ص) و در نزد مردم اين دوره متاعى بىارزشتر از كتاب خدا نيست در صورتى كه بحق و واقع خوانده شود و عمل بدان منظور باشد و هيچ متاعى رواجتر و قابل فروشتر و پر ارزشتر از كتاب خدا نيست هر گاه از مواضع خود تحريف شود و بسود سودجويان بر خلاف حق تفسير شود.
در اين زمان در ميان بندگان و نه در هر شهرستان چيزى از معروف منكرتر نيست و چيزى از منكر و كار زشت معروفتر نيست و در دنيا هرزهكارى نارواتر و كيفر و عقوبتى جانكاهتر از رفتن براه حق نيست در نظر گمراهان اين زمان، در اين زمان است كه خود قرآندانان آن را پشت سر انداختهاند و حافظانش آن را بدست فراموشى سپرده و ناديده گرفتهاند تا آنكه هوسرانى و دلخواه آنها را بهر سو كشيده و اين كجروى را از پدران خود بارث بردهاند بدروغ قرآن را تحريف و تفسير كرده و حقيقت آن را دروغ شمرده و ببهاى ناچيزش فروختهاند و بدان بيرغبتند.
شرح- از مجلسى ره- قوله
«حتى تمالت بهم الاهواء»
در اكثر نسخهها چنين ضبط شده و دو احتمال دارد: