ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠٢ - شرح
بود باصلاح آورد تا پس از كاستى (ستمبارگى خ ب) نامآور شديم و از زندگى خوش چشم ما روشن شد چون كه باندازه توان خود باحسان و نيكى بر ما حكومت كردى و بهمه وعدهها كه بما دادى وفا كردى و بر همه عهدهايت پايدارى نمودى تو شاهد بودى براى هر كه از ما غائب ميشد و خاندانى از براى ما بجا مىگذاشت (يعنى سرپرستى از خاندانش ميكردى) و تو براى بينوايان ما عزت و آبرو بودى و پناه فقراء ما و پشت بزرگان ما هستى.
عدالت تو است كه ما را در همه كارها با هم گرد آورد و همكار كند و آرامى و بردبارى تو براى ما در باره حق وسيله وسعت است تو از براى ما آرامشى هر گاه تو را ببينيم و وسيله آسودگى هستى هر گاه بياد تو افتيم.
كدام كار خوبست كه نكردى؟ و كدام عمل صالح را از دست بهشتى؟ و اگر نبود كه از آنچه نسبت بدان از تو ترس و هراس داريم. (مرگ) از حيطه قدرت ما خارجست و دفاع از آن از تاب و توان ما بيرون است و يا ممكن بود كه ما خود را و كسانى را كه جان فداى آنها ميكنيم چون فرزندانمان فداى تو نمائيم هر آينه خود و فرزندان خود را پيش از تو بديار مرگ مىفرستاديم و خودمان و فرزندان خود را در خطر و گرو وجود عزيز تو مينهاديم و با همه توان خود در جلوگيرى از هر كه بتو سوء قصد كند و با تو ستيزد قيام ميكرديم.
ولى خدا است همان سلطانى كه جلوگيرى نشود و عزيزى كه مغلوب نگردد و پروردگارى كه بر او چيره نتوان شد و اگر خداوند بما منت نهد بسلامتى وجود تو و بر ما ترحم كند بعافيت تو و بما فرج دهد كه اين وضع حال تو بسلامت برگردد و تو در ميان ما بمانى و بپائى براى خدا عز و جل بدين سبب شكرگزارى جديدى آغاز كنيم و او را ببزرگوارى ياد كنيم و ذكر حضرت او را برآوريم و ادامه دهيم و نيمى از اموال خود را برگيريم و صدقه دهيم و نيمى از بندههاى خود را در راه خدا