ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠٠ - شرح
دنباله حديث خطبة امير المؤمنين (ع):
آن مرديكه پيشتر پاسخ وى را داده بود باز رشته سخن را بدست گرفت و پاسخ داد:
تو اهل آنى كه گفتى و بخدا سوگند بالاتر از آنى و نعمت خداوند در نزد تو تا اندازهايست كه نتوان بر آن سرپوش نهاد و نشايد كه آن را ناسپاسى كرد و ناديده گرفت، خداوند تبارك و تعالى سرپرستى ما را بر دوش تو گذاشته و تدبير كارهاى ما را بتو واگذارده تو اكنون رهبر ما هستى كه بايد بتو راه جوئيم و پيشواى ما هستى كه بتو اقتداء كنيم فرمان تو همه هدايت است و گفتارت همه ادبست در زندگى چشم ما همه بتو روشن است و دل ما همه پر از شادى و مسرتست و خردهاى ما از شرح و توصيف فضل سرشارت حيرانست و ما بتو با جمله
«ان الامام الصالح»
خطاب نكنيم بخاطر اينكه تو را تبرئه نمائيم و از حد ستايش تو فراتر نرويم (بلكه اين جمله بحق و بجا است) در دل ماها طعنى در يقين و ايمان تو نيست و نگرانى از ديندارى تو نيست كه بترسيم از پديد شدن نعمت خدا تبارك و تعالى برايت تبخترى ببار آيد و در تو تكبرى درآيد.
ولى آنچه ما بحضرت تو گوئيم از راه تقرب بخدا عز و جلست بوسيله احترام گذاردن بتو و ترويج فضل تو و قدردانى از نظر بزرگ شمردن كار امامت تو براى خودت و ماها خوب نظر كن و فرمان خدا را بر خودت و بر ما همه مقدم بدار ما در هر آنچه دستور فرمائى فرمان بريم كه هر كارى كه بدستور تو كنيم با درك ثواب بسود ما هم هست.
امير المؤمنين (ع) او را پاسخ داد كه:
من شما همه را در پيشگاه خود گواه مىگيرم چون مىدانيد همه كارهاى شما را من متصدى شدم و بزودى زود من با شما در موقف قيامت برابر خدا روبرو شويم و بازپرسى شويم از آنچه در آن وارد