كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٥٤٥ - تبيين مرحله سوم(مفاد ادله خاصه يا روايات باب)
جاريه و قيمت شير او واجب نيست و اين تنها با قول به كشف سازگار است.[١]
پاسخ: پاسخ اين وجه همان پاسخ از وجه قبل است.
نتيجه: از صحيحه نه قول به كشف استفاده مىشود و نه قول به نقل. هيچ قرينهاى بر آن وجود ندارد، و كسى هم به آن تفوّه ننموده است.
٢. صحيحه ابوعبيدة خدّاء:
اين روايت را ابوعبيده از امام باقر (ع) نقل مىكند:
قال: سألت أباجعفر (ع) عن غلام وجاريه زوّجهما وليان لهما وهما غير مدركين قال فقال:
«النكاح جائز أيّهما أدرك كان له الخيار فإن ماتا قبل أن يدركا فلا ميراث بينهما و لا مهر إلا أن يكونا قد أدركا ورضيا
». قلت: فإن أدرك أحدهما قبل الآخر؟ قال: «
يجوز ذلك عليه إن هو رضي».
قلت: فإن كان الرجل الذى أدرك قبل الجاريه ورضى النكاح ثمّ مات قبل أن تدرك الجاريه أترثه؟ قال:
«نعم، يعزل ميراثها منه حتّى تدرك وتحلف بالله ما دعاها إلى أخذ الميراث إلا رضاها بالتزويج ثمّ يدفع إليها الميراث ونصف المهر»،
قلت: فإن ماتت الجاريه ولم تكن أدركت أيرثها الزوج المدرك؟ قال: «
لا، لأنّ لها الخيار إذا أدركت ...».[٢]
از اين روايت نيز قول به كشف استفاده شده است؛ با اين توضيح كه اصل دلالت آن بر صحت و مشروعيت نكاح فضولى با رضايت ازدواج بعد از بلوغ را مسلّم گرفتهاند و ادّعا كردهاند كه از اين صحيحه كاشفيت اجازه استفاده مىشود.
امام فرمود «نعم» كه در جواب «أترثه» آمده و تقدير چنين است: «نعم ترثه». سپس دو بار كلمه «ميراث» را ذكر كرده است كه ظهور در فعليت دارد؛ يعنى به محض اينكه مرد بالغ شد و ازدواج را امضا كرد و وفات يافت، زن سهمى دارد و ارث مىبرد. البته اگر پس از بلوغ راضى شود و قسم هم بخورد ولى پس از رضا و قَسم، از همان ابتدا
[١]. ر. ك: جواهر الكلام، ج ٢٢، ص ٢٨٧.
[٢]. وسائل الشيعه، ج ٢٦، ص ٢١٩، ح ١ ..