كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٠٣ - بررسى روايات
پيدا مىكند. مانند صحيحه عيص بن قاسم از امام صادق (ع):
قال: سألته عن اليتيمه متى يدفع إليها مالها؟ قال:
«إذا علمت أنّها لا تفسد ولا تضيّع»
، فسالته: إن كانت قد زوّجت؟ فقال:
«إذا زوّجت فقد انقطع ملك الوصيّ عنها».[١]
احراز رشد در جمله نخست، بهصورت شرط مستقل ملاك دانسته شده است. عبارت
«لا تفسد ولا تضيّع
» اشاره به همين مطلب است. در جمله بعدى بلوغ مستقلًا مطرح شده است؛ زيرا مقصود از ازدواج، ازدواج فعلى نيست- كه به اتفاق كلمه دخالت ندارد- بلكه كنايه از رسيدن به سن بلوغ و قابليت ازدواج است، يا ازدواج طريق و كاشف از بلوغ است؛ پس معلوم مىشود هركدام جداگانه موضوع استقلال كودك هستند.
٤. رواياتى كه هر دو را با هم شرط دانسته و به يكى از آن دو اكتفا نكردهاند و بلكه تصريح دارند كه بلوغ كفايت نمىكند و بايد رشيد هم باشد. يكى از اين روايات، صحيحه هشام از امام صادق (ع) است كه مىفرمايد:
«انقطاع يتم اليتيم بالاحتلام، وهو أشدّه، وإن احتلم ولم يؤنس منه رشده وكان سفيهاً أو ضعيفاً فليمسك عنه وليّه ماله».[٢]
در آخر روايت ابىبصير هم مىفرمايد:
«وإن احتلم ولم يكن له عقل لم يدفع إليه شيءٌ أبداً».[٣]
هر دو روايت صراحت دارند بر اينكه علاوه بر احتلام و بلوغ، رشد و عقلانيت هم لازم است و اگر محتلم مىشود ولى سفيه و ناتوان است و نمىتواند اموال خود را مديريت كند همچنان محجور است.
امام راحل عظيمالشأن پس از دستهبندى روايات به چهار دستهاى كه ذكر شد در
[١]. همان، ص ٤١٠، ح ٣.
[٢]. همان، ص ٤٠٩، ح ١.
[٣]. همان، ج ١٩، ص ٣٦٧، ح ٥ ..