روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦١ - ترجمه
است جز ايشان را كه اين صاحب بدعتند و تابع هواى خود،من از ايشان بيزارم و ايشان از من.آنگه گفت: كُلُّ حِزْبٍ بِمٰا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ، هر گروهى خرّم [١]باشند به آنچه به نزديك ايشان است از اعتقاد سابق [٢]كه كرده باشند [٣]در حقّى و درستى آن.
آنگه گفت: وَ إِذٰا مَسَّ النّٰاسَ احوال آدمى و تلوّن [٤]او در حالات و تارانش، گفت:چون برسد [٥]به آدمى سختى.و«ناس»اسم جنس است،و«ضرّ»،بلاى و محنتى و بيمارى و درويشى و مانند اين. دَعَوْا رَبَّهُمْ ،خداى را بخوانند به اخلاص.
مُنِيبِينَ إِلَيْهِ ،با درگاه او گريزند باز چون آن محنت كناره [٦]شود. ثُمَّ إِذٰا أَذٰاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً ،چون رحمتى بچشاند [٧]خداى ايشان را از عافيت و نعمت تندرستى و دست فراخى. إِذٰا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ ،اين«اذا»مفاجات است،كه تو بينى گروهى از ايشان به خداى كافر شوند و با سر شرك شوند.
لِيَكْفُرُوا بِمٰا آتَيْنٰاهُمْ ،تا كفران كنند آن نعمت را كه من خداى با ايشان كرده [٨]باشم.آنگه گفت ايشان را به صيغت امرونهى تهديد:بر [٩]بردارى و تمتّع كنى كه پس از اين بدانى كه عقاب و جزاى كردۀ شما چه خواهد بود.
أَمْ أَنْزَلْنٰا عَلَيْهِمْ سُلْطٰاناً ،يا ما فروفرستاديم بر ايشان سلطانى و بيّنتى.عبد اللّه عبّاس و ضحّاك گفتند [١٠]:يعنى حجّتى و عذرى.قتاده و ربيع گفتند [١١]:كتابى.دگر مفسّران گفتند [١٢]:رسولى،يعنى ما هيچ بيّنت و حجّت بر ايشان فروفرستاده هستيم كه او سخن مىگويد براى ايشان و به عذر ايشان در شركشان،و ايشان را شرك مىفرمايد؟يعنى نفرستاديم،پس چرا بايد تا ايشان مشرك شوند بىعذرى و علّتى و بهانهاى.
آنگه گفت:آدمى ملول است، وَ إِذٰا أَذَقْنَا النّٰاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهٰا ،ما [١٣]آدميان
[١] .همه نسخه بدلها،بجز كا:شاد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:اعتقادشان.
[٣] .اساس:باشد،به قياس با نسخه آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:تكوّن.
[٥] .مش:برسيد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:كرانه.
[٧] .آج،لب:بچشانيد.
[٨] .آج،لب:من به ايشان عطا كرده.
[٩] .لب:ندارد.
[١٢] [١١] [١٠] .آب،آز:گفتهاند.
[١٣] .همه نسخه بدلها:چون ما.