روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٥ - ترجمه
گفتند:چون اين كرده باشيم،ما را چه باشد؟گفت [١]:در دنيا نصرت،و در آخرت جنّت.گفتند:كرديم.
عهد اين بود: وَ كٰانَ عَهْدُ اللّٰهِ مَسْؤُلاً ،و عهد آن خداى از آن بپرسند،يعنى خوار مدارند [٢]كه آن فرونگذارند [٣].
آنگه رسول را گفت بگو اين منافقان را و سست اعتقادان را كه [٤]: لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرٰارُ ،كه شما را سود ندارد گريختن،اگر بگريزى از مرگ يا از كشتن. وَ إِذاً [٥]،و پس آنگه شما را تمتّع و برخوردارى ندهند الّا اندكى.
گفتند:وقتى در شهرى كه عبد الملك مروان [٦]بود وباى [٧]پديد آمد.او برخاست و از شهر بيرون آمد تا به شهرى ديگر رود.در راه يكى از پيش او بر افتاد و او را گفت:چرا از شهر بيرون آمدى [٨]؟گفت:و باست آنجا.گفت،نه خداى مىگويد:
قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرٰارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَ إِذاً لاٰ تُمَتَّعُونَ إِلاّٰ قَلِيلاً ! عبد الملك گفت:ذاك [٩]القليل نطلب،به طلب آن اندك مىرويم،و مراد به قليل در آيت وقت آجال است،و دنيا همه بهيكبار [١٠]قليل است.
قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللّٰهِ ،بگو كيست كه شما را نگاه دارد از خداى! إِنْ أَرٰادَ بِكُمْ سُوءاً ،اگر به شما بدى خواهد از هلاك و نكبات و آنچه تعلّق به خداى دارد يا به شما[٢٤٧-ر]رحمتى خواهد [١١].
آنگه گفت:ايشان خويشتن را بدون خداى ولىّ و يارى [١٢]نيابند تا بدانند و اعتماد بر او كنند،و طمع ازآنكه دون اوست ببرند.
قَدْ يَعْلَمُ اللّٰهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ ،گفت:خداى داند آنان را كه مردم را از [١٣]شما
[١] .آط،آب،آج،لب،مش:گفتند.
[٢] .آط:مدارى،آب،آج،لب،مش،كا:مداريد.
[٣] .لب:بگذارند،آط:نگزارند،كا:كه از آن بپرسند.
[٤] .آط،آب،آج،لب،مش:را قُلْ .
[٥] .آط،آب،آج،لب،مش+ لاٰ تُمَتَّعُونَ إِلاّٰ قَلِيلاً .
[٦] .آط،آب،آج،لب،مش+در آنجا.
[٧] .آب،مش:و بايى.
[٨] .آط،آب،آج،لب،مش:آمدهاى.
[٩] .اساس:به صورت«ذلك»هم خوانده مىشود.
[١٠] .آط،آب،آج،لب،مش+نعمت او.
[١١] .آط،آب،آج،لب،مش،كا+ وَ لاٰ يَجِدُونَ لَهُمْ ،آج،لب+آنگه به شما بدى خواهد از هلاك و آنچه تعلّق به خداى دارد يا به شما رحمتى.
[١٢] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:و يارى و ياورى.
[١٣] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:كه از.