روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٨ - ترجمه
در آخرت اگرچه امروز مختلف است علمهاى [١]ايشان،بعضى شاكّاند،بعضى مقلّداند.بر اين قول لفظ«علم»مجاز باشد براى آنكه تقليد علم نباشد،و تلخيص [٢]اين قول آن است كه:آنچه ايشان علم مىپندارند [٣]از شكّ و تقليد،اين جا مختلف است،فردا متتابع و متدارك شوند،يعنى متّفق شود [٤]براى آنكه خداى تعالى علم ضرورى بيافريند مؤمن را و كافر را به عقاب و ثواب.
آنگه گفت: بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْهٰا ،بل ايشان از آن،يعنى از آخرت در شكّاند. بَلْ هُمْ مِنْهٰا عَمُونَ ،بل ايشان از آخرت و علم آن كوراند،يعنى جاهلاند.
وَ قٰالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ،آنگه بازگفت آنچه كافران گفتند بر سبيل تعجّب و انكار،گفت گفتند كافران: أَ إِذٰا كُنّٰا تُرٰاباً وَ آبٰاؤُنٰا ،چون ما در گور خاك شويم و پدران ما،ما را زنده خواهند كردن،برون آوردن از گورها؟يعنى كه اين بعث و نشور مستبعد است و از عقل دور.
لَقَدْ وُعِدْنٰا هٰذٰا نَحْنُ وَ آبٰاؤُنٰا مِنْ قَبْلُ ،اين حديث كه تو مىگويى از بعث و نشور،ما را وعده دادهاند پيش از اين و پدران ما را نيز،و اين اصلى ندارد،چه اين چيزى نيست الّا فسانه [٥]پيشينگان.
آنگه رسول را گفت،بگو ايشان را كه منكران بعث و نشوراند كه:در زمين بروى [٦]و بنگرى تا عاقبت اين كافران و گناهكاران كه اين حديث را منكر بودند چگونه شد و كجا رسيد.
آنگه رسول را گفت: وَ لاٰ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ ،اندوهناك مباش بر ايشان. وَ لاٰ تَكُنْ فِي ضَيْقٍ مِمّٰا يَمْكُرُونَ ،و دلتنگ مكن ازآنكه [٧]اينان مىكنند.آيت در مستهزيان آمد كه عقبهاى [٨]مكّه ببخشيده بودند.و قصّه ايشان برفته است.
وَ يَقُولُونَ مَتىٰ هٰذَا الْوَعْدُ ،اين كافران مىگويند:اين وعده كى خواهد بود اگر شما در اين راست گويى؟يعنى وعدۀ قيامت و بعث.
[١] .آج،لب:علماى.
[٢] .آج،لب:ملخص،كا:تخليص.
[٣] .كا+آن را.
[٤] .آج،لب،آز،آل،مش:شوند.
[٥] .كا:نشانۀ.
[٦] .آج،لب،آل:بودى.
[٧] .كا+مكر.
[٨] .عقبهاى/عقبههاى.