روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٤ - ترجمه
يٰا عِبٰادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا ،[كوفيان] [١]خواندند جز عاصم:به حذف«يا»اكتفاء بالكسرة عنها،و باقى قرّاء به فتح [٢]«يا عبادى». إِنَّ أَرْضِي ،ابن عامر خواند:به فتح «ياء»،و باقى قرّاء ساكن خواندند.حقتعالى گفت:يا [٣]بندگان من كه ايمان آوردهاى!زمين [٤]فراخ است،مرا پرستى يعنى اختيار معصيت [٥]مكنى در طاعت هيچ مخلوقى.
سعيد جبير گفت:معنى آن است كه چون در زمينى معصيت كنند و شما بازنتوانىداشتن ،ازآنجا بروى.
عطا گفت:چون شما را معصيت فرمايند ازآنجا بگريزى كه زمين من فراخ است.
مجاهد گفت:زمين من فراخ است،هجرت كنى بيانش: أَرْضُ اللّٰهِ وٰاسِعَةً فَتُهٰاجِرُوا فِيهٰا [٦].
مقاتل و كلبى گفتند:در مستضعفان اهل مكّه آمد كه ايشان به مكّه اظهار ايمان نتوانستند كردن،ايشان را گفت:هجرت كنى كه زمين مدينه فراخ است و آمن [٧].
مطرّف عبد اللّه شخّيرى [٨]گفت:يعنى روزى من فراخ است بر [٩]بندگان من در زمين،هركجا باشى به شما رسد.
حسن بصرى گفت [١٠]و روايت كرد از [١١]رسول-عليه السّلام-گفت:هركه او دين خود بگريزاند از زمينى به زمينى،و اگر همه يك بدست باشد،بهشت واجب شود او را،و در بهشت رفيق من باشد و رفيق ابراهيم. فَإِيّٰايَ فَاعْبُدُونِ ،مرا پرستى جز مرا مپرستى.
كُلُّ نَفْسٍ ذٰائِقَةُ الْمَوْتِ ،آنگه گفت:هر نفسى مرگ بچشد،و كس از اين دام نجهد در هر زمين [١٢]كه باشد،و پس آنگه مرجع و مآلش با من باشد،پس چه باشد به [١٣]
[١] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا و مش+يا.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:اى.
[١٢] [٤] .كا:زمينى.
[٥] .همۀ نسخۀ بدلها+من.
[٦] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٩٧.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز آل:ايمن.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز آل:مطرّف عبد اللّه شخّير.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز آل:بهر.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:«گفت و»را ندارد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها،بجز آل:كه.
[١٣] .آز،مش:بر.