روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٨
،[٢٥٤-پ] و چون مىگفتى [١]تو آنكس را كه نعمت كرد خداى تعالى بر او و نعمت كردى تو بر او نگاه دار [٢]بر خود زن خويش را و بپرهيز از خداى تعالى،و پنهان مىكردى [٣]در تن خود آنچه خداى پديدهكننده است [٤]آن را،و مىترسيدى [٥]از مردمان،و خداى تعالى سزاوارتر بدان كه بترسى [٦]از او،پس چون بگزارد [٧]زيد از او حاجت [٨]را به زنى به تو داديم زينب را تا نباشد بر [٩]مؤمنان تنگى در زنان پسر خواندگان ايشان چون بگزارند از ايشان حاجت [١٠]،و بود [١١]فرمان خداى تعالى كرده [١٢].
نباشد بر پيغامبر-عليه السّلام-از تنگيى در آنچه واجب كرد خداى تعالى او را دين و نهاد خداى در آنان كه بگذشتند از پيش،و هست فرمان خداى-عزّ و جل-قضاى تقدير كرده [١٣].
آنان كه برسانند [١٤]پيغامهاى خداى و بترسند [١٥]از او و نترسند [١٦]از كسى مگر خداى تعالى،و بسنده است به خداى شماركننده.
نه بود [١٧]محمّد-عليه الصّلاة و السّلام-پدر يكى از مردان [١٨]شما،و
[١] .آط:گفتى،آج،لب:گفتيد،آب،مش:گويى.
[٢] .آط،آج،لب:بازگير.
[٣] .آط،آج،لب:و بازمىپوشى،آب،مش:و پوشيده دارى.
[٤] .آط،آج،لب:آشكارا خواهد كرد،آب،مش:آشكاراكننده است.
[٥] .آط:مىترسى،آب،مش:بترس،آج،لب:مىترسيد.
[٦] .آج،لب:بترسيد.
[٧] .آب،مش:حكم كرد.
[٨] .آط،آج،لب:حجتى،آب:شهوت را،مش:حاجت خود را.
[٩] .آط:ور/بر.
[١٠] .آب،مش:چون قضا كرده باشند شهوت را.
[١١] .آط،آج،لب:بوده است.
[١٢] .مش:چون كردنى.
[١٣] .آط،آج،لب:قدرى انداخته.
[١٤] .آط،آج،لب:برسانيدند،آب:مىرسانند.
[١٥] .آط،آج،لب:بترسيدند،آب:مىترسيدند.
[١٦] .آط،آج،لب:نترسيدند،آب:نمىترسيدند.
[١٧] .نه بود/نبود.
[١٨] .آط:مردمان.