روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٤ - ترجمه
بود اگر بدانند.
خدا داند آنچه مىخوانند از جز او چيزى،و او بىهمتا و محكم كار است.
و اين مثلها بزنيم آن را براى مردمان و ندانند آن را الّا دانايان.
بيافريد خدا آسمانها و زمين،براستى در اين دليل [١]هست مؤمنان را.
بخوان آنچه وحى كردند به تو از كتاب و به پاى دار نماز كه نماز بازدارد از زشتى و نابايست [٢]،و ياد كرد خداى بزرگتر [٣]،خداى داند آنچه مىكنى.
قوله تعالى: وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ،نصب او بر فعلى بود مضمر،و تقدير آنكه:
و اذكر لوطا،ياد كن لوط را چون گفت قومش را: إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ ،اهل حجاز و ابن عامر و حفص و يعقوب خواندند:«انّكم»به يك«الف»على الخبر،و كوفيان مگر حفص خواندند:«انّكم»به دو همزه مخفّف بر استفهام،و ابو عمرو خواند به دو همزه ميانشان الفى و مدّى:آ إنّكم.
حقتعالى گفت:ياد كن اى محمّد لوط را چون گفت قومش را كه:شما كارى مىكنى زشت از لواطه.آنكس كه بر استفهام خواند،گفت:صورت استفهام است و معنى [٤]تقريع و توبيخ،و آنكه بر خبر خواند گفت:معنى انكار است نه افاده و اعلام ايشان،براى آنكه ايشان دانستند كه چه مىكنند.
و«فاحشه»فعلى باشد به غايت شناعت در قبح،و اين جا باتّفاق مراد به او [٥]لواطه است. مٰا سَبَقَكُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِينَ ،«ما»نكرۀ موصوفه است،يعنى امرا
[١] .آب،آج،لب:دليلى.
[٢] .آج،لب:ناشايست.
[٣] .آب:ياد كردن خداى تعالى بزرگ است،مش:ياد خدا بزرگتر است،آج،لب:خداى بزرگوار.
[٤] .كا:مراد.
[٥] .كا:آن.