روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٨
بخوان و حسن و حسين را.او برفت و ايشان را بخواند،و ايشان با رسول-عليه السّلام- از آن طعام بخوردند.و رسول[٢٥٧-ر]-عليه السّلام-بر سر گليمى خيبرى نشسته بود، آن گليم بر گرفت و بر ايشان افگند و دست برداشت و گفت:
اللّهمّ انّ لكلّ نبىّ اهل بيت و هؤلاء اهل بيتي فأذهب الرّجس عنهم و طهّرهم تطهيرا ،بار خدايا هر پيغامبرى را اهل [١]بيتى بودهاند،و اينان اهل البيت منند[رجس از ايشان ببر و پاك كن ايشان را پاك كردنى.در حال جبرئيل آمد و اين آيت آورد] [٢]إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً .
امّ سلمه گفت،من گفتم:يا رسول اللّه!من نيز [٣]با شما ام؟گفت:
انّك على خير ،تو بر خيرى و لكن اهل البيت من اينانند.
عوّام بن حوشب روايت كرد از پسر عمّش مجمّع بن الحارث بن تميم [٤]،گفت:
در نزديك عائشه [٥]شدم و گفتم:يا امّاه!چرا روز جمل بيرون آمدى از خانه و فرمان خداى كار نبستى في قوله: وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ -الآية؟گفت:آن قدرى بود از خداى و برفت.آنگه گفتم:چه گويى در على؟گفت:تسألني عن احبّ النّاس [٦]الى رسول اللّه؟گفت:از كسى مىپرسى مرا كه رسول خدا از او دوستتر [٧]كس را نداشت.
من ديدم رسول خداى را جامهاى [٨]گرداينان در گرفته و مىگفت:
اللّهمّ هؤلاء اهل بيتي و حامّتي فاذهب عنهم الرّجس و طهّرهم تطهيرا ،خداى تعالى اين آيت فرستاد: إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ -الآية.من گفتم:يا رسول اللّه!من از اهل تو هستم؟گفت:
تنحّى فانّك على خير ،دور باش كه تو با خيرى،و لكن اهل البيت من اينانند.
ابن ابي مليكه روايت كرد از اسماعيل عبد اللّه [٩]جعفر طيّار از پدرش كه او
[١] .لب+و.
[٢] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.
[٣] .آط،آب،آج،لب،مش:هم.
[٤] .آط،آب،آج،لب:ميمر،مش:ميمون.
[٥] .اساس+رضى اللّه عنها.
[٦] .آط،آب،آج،لب،مش+كان.
[٧] .آط،آب،آج،لب:دوستر.
[٨] .مش+در.
[٩] .آط،آب،آج،لب،مش+ابن.