روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣ - ترجمه
من رسيد آنچه گفتى و براى آن فرود آمدم تا تو را اين بگويم،نگر [١]تمنّاى اين نكنى كه ثواب يك تسبيح كه بندۀ مؤمن از دل بگويد به نزديك خداى تعالى بيش از اين و به از اين باشد.مرد گفت:[١٦٨-پ]خداى تعالى غمانت [٢]ببراد [٣]چنان كه غم [٤]من ببردى به اين گفتار.
مبرد گفت:هرچه از خويشتن ابانت كند،عرب و را ناطق و متكلّم خوانند بر توسّع،چنان كه رؤبه گفت:
لو انني علّمت [٥]علم الحكل
علم سليمان كلام النمل
حَتّٰى إِذٰا أَتَوْا عَلىٰ وٰادِ النَّمْلِ
،تا آنگه كه آمدند به [٦]وادى مور [٧].
وهب منبّه گفت از كعب الاحبار،كه او گفت:سليمان-عليه السّلام-چون بر نشستى،جمله خدم و حشم را با خود ببردى،و در پيش بساط او ايشان را بساطى بود كه برآن هركس به كار خود [٨]مشغول بودى از نان پختن و طبخ كردن.و برآن بساط مىدانى بود كه بر او اسبان تاختندى،و باد ايشان را برگرفتى و آنجا بردى كه سليمان-عليه السّلام-فرمودى.
يك روز باد را فرمود تا او را از اصطخر [٩]بر گرفت تا به يمن برد.در راه به مدينۀ رسول بگذشت،گفت:اين سراى هجرت پيغامبرى است در آخر زمان،خنك آن را [١٠]كه او را دريابد و به او ايمان آرد و او را متابعت كند و به او اقتدار كند.
چون به مكّه رسيد،پيرامن [١١]خانۀ كعبه بت مىپرستيدند.سليمان [١٢]آنجا بگذشت،خانۀ كعبه در [١٣]خداى بناليد-و اين يا بر طريق توسّع باشد و مجاز،يا حوالت بر فريشتگان موكّل باشد كه بر خانه هستند [١٤]-گفت:بار خدايا!پيغامبرى از
[١] .آب،آج،آل،كا+تا،آز،مش+كه.
[٢] .آط،آب،آج،آز،آل،مش،كا:غمهايت.
[٣] .همه نسخه بدلها،بجز كا:ببرد.
[٤] .كا:غمهاى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:اوتيت،لسان العرب(١٦٢/١١):اعطيت.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:بر.
[٧] .كا:نمل مورچه.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:خويش.
[٩] .كا:اطخن.
[١٠] .همه نسخه بدلها:ندارد.
[١١] .كا:برابر.
[١٢] .آج،آل+از.
[١٣] .آب:به خداى.
[١٤] .كا+كعبه.