روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٥ - ترجمه
«دابّة الارض»بيست [١]گز بالاى او باشد.هيچ طالب او را در نيابد،و هيچ [٢]از او فايت نشود.مؤمن را بر روى علامت زند،و كافر را بر روى داغ نهد.عصاى موسى با او باشد و خاتم سليمان [٣].
ابو هريره روايت كرد كه،رسول-عليه السّلام-گفت:«دابّة الارض»چون برون [٤]آيد عصاى موسى با او باشد و انگشترين [٥]سليمان.به انگشترى سليمان روى مؤمن را نقش كند و مهر،و به عصاى موسى كافر را بكشد [٦].و چون مؤمنان و كافران بر او حاضر آيند،ايشان را از يكديگر بشناسد،مؤمن را گويد:يا مؤمن!و كافر را گويد:
يا كافر! عبد اللّه عمر گفت:«دابّة الارض»،شب جمع [٧]برون [٨]آيد،يعنى شب عيد كه حاجيان از مكّه به منا شوند [٩]،و مردم از پيش او و پس او مىروند،هيچ منافق نباشد و الّا او مهار در بينىاش كند [١٠]،و هيچ مؤمن نباشد و الّا كه اكرامش كند.
از اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-پرسيدند [١١]صفت«دابّة الارض»،كه او دنبال دارد يا نه [١٢]ندارد؟گفت:او دنبال ندارد،و وبر و پشم [١٣]ندارد،انّما او محاسن دارد چنان كه [١٤]مردان شما.و اين اخبارى است از طريق عامّۀ مخالفان و موافق اخبارى است كه آمد [١٥]از طرق [١٦].اصحاب ما كه گفتند [١٧]:«دابّة»،كنايت است از صاحب الزّمان كه مهدىّ امّت است.
حذيفة بن اليمان [١٨]گفت،رسول را پرسيدم كه:يا رسول اللّه!اين«دابّة» [١٩]كجا
[١] .كا:شصت.
[٢] .مش،كا+هارب.
[٣] .آب،آز،مش،عليهما السّلام.
[٤] .آج،لب،آل،كا:بيرون.
[٥] .آب،آج،لب،آز،آل،مش،كا:انگشترى.
[٦] .كا:بشكند.
[٧] .آب،آز،آل،مش،كا:جمعه.
[٨] .آب،آز،آل،مش،كا:بيرون.
[٩] .آل:روند.
[١٠] .آل:كشد.
[١١] .آب،آز+از،مش+كه.
[١٢] .آب،آج،لب،آز،آل،مش:ندارد.
[١٣] .آج،لب،آل:و برو پشم،مش:و در بر پشم.
[١٤] .آج،لب،آل:چون.
[١٥] .آب،آز:آمده.
[١٦] .مش:طريق.
[١٧] .آب،آز:گفتهاند.
[١٨] .آب،آل،آز:حذيفة بن اليمانى،آج،كا،لب:حذيفة اليمانى.
[١٩] .آب،آز+الارض از.