روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٩ - ترجمه
طبّاخ فرعون بود-و نامش فليثون [١]بود.و گفتند:نانواى [٢]فرعون بود و نامش فاثور [٣]بود، اين [٤]مرد را به بيگار گرفته بود تا هيزم [٥]به مطبخ فرعون برد.
سعيد جبير گفت:چون موسى-عليه السّلام-بزرگ شد،بنى اسرايل بر او جمع شدند و به حمايت او بودندى،و اصحاب فرعون نيارستندى كه به حضور او با يكى از ايشان خطايى [٦]كنند يا بيگارى فرمايند،چه او در خود قوّتى تمام داشت،و براى آنكه پسرخواندۀ فرعون بود كس با او منازعت [٧]نيارستى كردن.يك روز به كنار [٨]شهر مىرفت فرعونى [٩]،اسرائيلى [١٠]را گرفته بود به بيگار.اسرائيلى چون موسى را بديد فرياد خواست از او.موسى گفت:دست بدار از او.گفت:ندارم،چه هيزم [١١]به مطبخ پدرت مىبرد،و وقت را كسى ديگر نيست.موسى به خشم آمد و او را مشتى بزد بر سبيل مدافعت تا او را از او بازدارد،و قصد او كشتن قبطى نبود،و ذلك قوله: فَوَكَزَهُ مُوسىٰ ،موسى-عليه السّلام-او را مشتى زد.
فرّاء و ابو عبيده گفتند:«وكز»،دفع باشد به اطراف انگشتان،و در مصحف عبد اللّه [١٢]هست كه:فنكزه موسى.و وكز،و نكز،و لكز،و لهز،يكى باشد. فَقَضىٰ عَلَيْهِ ،بر او به سر آورد،يعنى عمر بر او به سر آورد،من قولهم:قضيت الشّىء فانقضى،و قيل من قولهم:قضيت الشّىء اذا فرغت منه كقضاء الدّين.بعضى دگر گفتند:اين كنايت است از قتل،يقال:قضى عليه اذا اتى عليه،قال الشّاعر-شعر:
أ يفايشون [١٣]و قد رأوا حفّاثهم
قد عضّه فقضى عليه الاشجع
اى قتله.
اگر گويند:چه وجه است در كشتن موسى قبطى را؟گوييم:وجه آن است كه
[١] .آج،لب،آل:فليون،كا:فيلثوم.
[٢] .كا:نانباء.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:قابور،كا:فاتون.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:آن.
[١١] [٥] .كا:هيمه.
[٦] .آج،لب،آل:خطاب،مش،كا:خطابى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:با او معارضه و مناظره.
[٨] .آج،لب،آل:به كنارۀ،كا:به كرانۀ.
[٩] .اساس:مىرفت فرعون،به قياس با نسخۀ آط،تصحيح شد،آج،لب،آل:مىرفت قبطيى.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:بنى اسرائيل،كا:بنى اسرائيلى.
[١٢] .عبد اللّه/عبد اللّه مسعود.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:أ يقاسمون،چاپ شعرانى(٤٤٤/٨):القاسمون،كا:أ يقاتشون.