روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٧ - ترجمه
نباشد.و نظم كلام اقتضاى آن مىكند كه فاسق در آيت به معنى كافر است،براى آنكه جمع بين الايمان و الفسق درست باشد،بين الكفر و الايمان درست نباشد [١]،چه يك شخص هم مؤمن باشد هم فاسق،به ايمان مؤمن بود و به فسق فاسق،و آن [٢]مناقضه كه از ميان كفر و ايمان است از ميان فسق و ايمان نيست.
و اين وليد عقبه آن است كه در عهد عثمان عفّان [٣]از دست او بر كوفه عامل بود.
شبى از شبها همۀ شب خمر خورد و بامداد مست به مسجد آمد و در محراب رفت و مست نماز بامداد چهار ركعت بگزارد.آنگه بازنگريد با قوم،هم در نماز گفت:
«أ ازيدكم [٤]فانّي نشيط»،بر چهار ركعت بيفزايم كه من بنشاطم.مردم بدانستند كه او مست است و آنچه مىگويد نه بعقل مىگويد.نامهاى به عثمان نبشتند،عثمان او را بازخواند.جماعتى از صالحان اهل كوفه با او برفتند و بر وى گواى [٥]دادند كه او خمر خورد و مست [٦]در نماز آمد،و نماز بامداد چهار ركعت كرد و گفت:«أ أزيدكم [٧]فانّي نشيط».عثمان با على مشورت كرد.اميرالمؤمنين على گفت:حدّ بايد زدن او را هشتاد تازيانه.و عثمان به اشارت اميرالمؤمنين او را حدّ زد.و اين حال در كوفه شايع شد و در آن اشعار گفتند.از آن جمله ابياتى است كه حطيئة العبسيّ گفت-شعر:
شهد الحطيئة يوم يلقى ربّه
انّ الوليد احقّ بالعذر
نادى و قد تمّت صلاتهم
أ أزيدكم ثملا و ما يدري
فأتوا [٨]ابا وهب و لو فعلوا
لقرنت بين الشّفع و الوتر
حبسوا عنانك اذ جريت و لو
تركوا عنانك لم تكن [٩]تجري
و قال آخر من اهل الكوفة-شعر[٢٣٥-پ] تكلّم فى الصّلاة و زاد فيها علانية و جاهر بالنّفاق
و فاح الخمر من سنن المصلّي و انّا و الجميع الى فراق
[٨] [١] .آط،كا:جمع بين ايمان و كفر درست نباشد،بين ايمان و فسق درست باشد.
[٢] .آط،آب،لب،مش،كا:و اين.
[٣] .اساس+رضى اللّه عنه.
[٤] .آط،آب،لب،مش:گفت ازيدكم.
[٥] .آب،لب،مش،كا:گواهى.
[٦] .آط،آب،مش+بود.
[٧] .كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٩٧/٩):فأبوا.
[٩] .كذا:در اساس،آط،آب،لب،مش:يكن،چاپ شعرانى(٩٧/٩):لم تزل.