روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٠ - ترجمه
اين آيت:خداى تعالى نبشتهاى نبشت [١]بر برگى مورد [٢]پيش ازآنكه خلقان را آفريد به دو [٣]هزار سال،آنگه بر عرش نهاد،پس ندا كرد:
يا امّة احمد انّ رحمتي سبقت غضبي ،اى امّت محمّد [٤]!رحمت من سبق برد خشم مرا،بدادم شما را پيش ازآنكه بخواستى،و بيامرزيدم شما را پيش ازآنكه استغفار كردى،و هركس كه او [٥]پيش من آيد،و او گواى [٦]دهد كه جز خداى خداى [٧]نيست و محمّد رسول اوست، او را به بهشت برم. وَ لٰكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ ،قرائت عامّه [٨]به نصب«رحمت» است،براى آنكه مصدرى باشد محذوف الفعل،و تقدير آنكه:و لكن رحمناك رحمة.
و در شاذّ،عيسى بن عمر [٩]خواند:رحمة،به رفع،على تقدير:و لكنّه رحمة من ربّك،يعنى و لكن رحمتى بود از خداى تعالى كه تو را اطّلاع داد بر احوال و اخبار ايشان. لِتُنْذِرَ قَوْماً مٰا أَتٰاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ ،تا بترسانى گروهى را كه ايشان هيچ پيغامبر نيامد پيش از تو،يعنى اهل مكّه را. لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ،تا همانا ايشان متذكّر شوند و انديشه كنند.
وَ لَوْ لاٰ أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِمٰا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ،و اگر نه آنستى كه اگر ما مصيبتى و عقوبتى به ايشان فرستادمانى [١٠]به آن كفر و معصيت كه كردند،و دستهاى ايشان تقديم كرد،و فايدۀ اضافت فعل با جارحه كه بعضى از جملۀ انسان است آن است كه تا فعل محقّق و مختصّ شود به فاعل،چه يكى از ما به جارحۀ غيرى فعل نتواند كردن. فَيَقُولُوا ،آنگه گويند و به حجّت كنند: لَوْ لاٰ أَرْسَلْتَ [١١]،چرا پيغامبرى به ما نفرستادى تا ما متابعت آيات تو كردمانى [١٢]و از جملۀ مؤمنان بودمانى [١٣]،و جواب «لو لا»اوّل محذوف است از كلام،و التّقدير:لعاجلناهم بالعقوبة او لما [١٤]ارسلناك
[١] .همۀ نسخه بدلها:نوشته نوشت.
[٢] .آل:مرد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مش:به ده.
[٤] .آط،آج،لب:احمد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز آز+با.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:گواهى.
[٧] .آط،آب،آج،لب،آز:خدايى.
[٨] .آب،آز:عاصم،آط،مش:عام.
[٩] .آب،آز،كا:عيسى بن عمرو.
[١٠] .آج،لب:فرستادمى،آل:فرستاديم.
[١١] .همۀ نسخه بدلها+اى هلا ارسلت.
[١٢] .آط،آب،آج،لب،آز،آل:كرديمى،مش:مىكرديم.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مش و كا:بوديمى،مش:بوديم.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:كما.