روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣٠
بزهاى نباشد در آنچه خداى بر او فرض كرد.گفتند [١]: فَرَضَ اللّٰهُ ،اى قدّر اللّه،و قيل:قطع اللّه لأجله [٢].و گفتند:معنى«فرض»،تقدير است،و اصل او قطع باشد.و اين جا مراد آن است كه خداى حلال بكرد بر او [٣]نكاح زينب[٢٥٩-پ]كه زن پسرخواندۀ او بود. سُنَّةَ اللّٰهِ ،اى كسنّة اللّه و مثل سنّة اللّه،و التّقدير فرضا مثل سنّة اللّه، صفت مصدرى محذوف باشد،و معنى آنكه:اين مانند آن است كه[با انبياى مقدّم كرد از تحليل محرّماتى كه بود پيش از آن بر سبيل مصلحت.و گفت [٤]:معنى آنكه چنان كه] [٥]انبياى مقدّم را مؤاخذت نخواهد [٦]كردن به آنچه ايشان را حلال كرد و بر ايشان جرج نباشد در آن،نيز تو را مؤاخذت نكند [٧]و بر تو حرج نباشد.
و گفتند:معنى آن است كه چنان كه زن او ريا را به داود دادم،زن زيد حارثه را به تو دادم.
و گفتند:نصب او بر اغراء است،اى الزم سُنَّةَ اللّٰهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ ، ملازم و متابع باش طريقۀ انبياى گذشته [٨]را،و وجه [٩]اوّل درستتر است. وَ كٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ قَدَراً مَقْدُوراً ،و كار خداى قضايى باشد مقدّر،كاين واقع.
اَلَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسٰالاٰتِ اللّٰهِ ،محلّ«الّذين»جرّ است براى آنكه بدل«الّذين» اوّل است يا صفت او،في قوله: سُنَّةَ اللّٰهِ فِي الَّذِينَ [١٠].
آنگه وصف كرد آن پيغامبران گذشته را،گفت:آنان بودند كه رسالات و پيغامهاى خداى برسانيدند [١١]،و اداى آن بكردند [١٢]،و از آن هيچ پنهان نكردند [١٣]،و از او بترسيدند [١٤]،يعنى از خداى [١٥]و از جز خداى نترسيدند [١٦]. وَ كَفىٰ بِاللّٰهِ حَسِيباً ،و خداى بس است محاسب عمل خلقان و حافظ آن.
[١] .آب:و گفتهاند.
[٢] .آط،آب،آج،لب،مش+و قيل أجل اللّه.
[٣] .آط،آب،آج،لب،مش+از.
[٤] .آب،مش،كا:گفتند.
[٥] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٦] .آب،مش،كا:نخواهند.
[٧] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:نكنند.
[٨] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:انبياء اوّل.
[٩] .آط،آب،آج،لب،مش:وجهى.
[١٠] .آط،آب،آج،لب،مش+ خَلَوْا .
[١١] .آط،آب،مش،كا:برسانند.
[١٢] .آط،آب،آج،لب،مش:بكنند،كا:كنند.
[١٣] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:نكنند وَ يَخْشَوْنَهُ .
[١٤] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:بترسند.
[١٥] .آط،آب،آج،لب،مش+ترسند.
[١٦] .آط،آب،آج،لب،مش:نترسند.