روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٨ - ترجمه
و گفتند:تازيانه زد تا برفت.آنگه يكدو نوبت بگرديدند،او تيغى زد،تيغش در سپر [١]على گرفت،و على [٢]او را ضربتى زد و بكشت.
و روايت دگر آن است كه:او ضربهاى آورد به [٣]اميرالمؤمنين او درق در سر كشيد [٤]،او تيغ بگذارد [٥]درق ببريد و مغفر ببريد،و تيغ به سر اميرالمؤمنين رسيد.
اميرالمؤمنين [٦]با كنار آمد [٧]،عمرو گمان برد كه او را كشت،دگر مبارز خواست اميرالمؤمنين جراحت ببست و با پيش او شد.او گفت:تو كيستى؟گفت:همانكه اوّل بودم.گفت:هرگز ندانستم كه كس از ضربهاى [٨]چنين بجهد!على گفت:يا عمرو!نوبت من است.گفت:بيار.عمرو بايستاد [٩].على حمله برد.او سپر در سر كشيد،اميرالمؤمنين ضربهاى [١٠]با زير افگند و بر ران او زد و رانش بيفگند.عمرو از پاى در آمد.اميرالمؤمنين بازجست [١١]و بر سينۀ او نشست و سرش از تن جدا كرد و بر دست گرفت و اين بيتها مىگفت-شعر:
أ عليّ تقتحم الفوارس هكذا
عنّي و عنهم اخبروا اصحابي
اليوم يمنعنى الفرار حفيظتي
و مصمّم فى الهام ليس بنابي [١٢]
ارديت عمرا اذ طغى بمهنّد
صافى الحديد مجرّب قضّاب
فصددت حين تركته متجدّلا [١٣]
كالجذع بين دكادك و روابي
و عففت عن اثوابه و لو انّني
كنت المقطّر بزّني اثوابي
نصر الحجارة من [١٤]سفاهة رأيه
و نصرت ربّ محمّد بصواب
لا تحسبن اللّه خاذل دينه
و نبيّه يا معشر الاحزاب[٢٤٤-ر]
[١] .آط،آب،آج،لب،مش:سر،كا:بر سپر على آمد و برو نيامد.
[٢] .آب+رضى اللّه عنه.
[٣] .آط،آب،آج،لب،مش:او ضربت او رد كرد تا.
[٤] .آط،آب،آج،لب،مش:در سر گرفت.
[٥] .اساس،آط:بگزارد.
[٦] .آب+على رضى اللّه تعالى عنه.
[٧] .آط،آب،آج،لب،مش:شد،كا:رفت.
[٨] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:ضربت من.
[٩] .آط،آب،باستاد.
[١٠] .آط،آب،آج،لب،مش:ضربت.
[١١] .آط،آب،آج،لب،مش:به او.
[١٢] .چاپ شعرانى(١١٦/٩)پس از اين بيت افزوده: آلى ابن عبد حين شدّ اليّة و حلفت فاستمعوا من الكذّاب
[١٣] .چاپ شعرانى(١١٦/٩):متقطّرا.
[١٤] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:فى.