روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٣ - ترجمه
مىترسند و گاه به رحمتش اميد مىدارند. وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ يُنْفِقُونَ ،و از آنچه ما ايشان را روزى كرده باشيم نفقه كنند.
آنگه حقتعالى براى ترغيب و تحريص مؤمنان و ساير مكلّفان بر افعال خير گفت: فَلاٰ تَعْلَمُ نَفْسٌ ،هيچكس نداند. مٰا أُخْفِيَ لَهُمْ ،كه چه نهادهاند و خبيه [١]كرده [٢]براى او [٣]از ثوابى و نعمتى كه چشم او به آن روشن شود.و«ما»،موصوله است.و گفتند:ابهامى،و اين ابهامى [٤]است كه بر سبيل تعظيم.
حمزه و يعقوب خواندند:«ما اخفى»به اسكان«يا»على انّه مضارع اخفيت، كه چه خواهم نهادن و بجاردن [٥]براى ايشان.و قوّت اين قرائت حرف عبد اللّه مسعود است كه او خواند:«نخفى»،على انّه مضارع اخفينا.
و محمّد بن كعب در شاذّ خواند:اخفى على لفظ الماضي اضافة الى اللّه، يعنى اخفى اللّه.و باقى قرّاء خواندند:اخفى على ما لم يسمّ فاعله من الماضي.
ابو صالح روايت كرد از ابو هريره از رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-كه او گفت،خداى تعالى گفت:
اعددت لعبادى الصّالحين ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر ،گفت:نهادهام براى بندگان صالح آنچه هيچ چشم چنان ديده نيست [٦]،و هيچ گوش چنان شنيده نيست [٧]،و بر خاطر هيچ آدمى چنان گذشته نيست،از آنچه كس را برآن اطلاع ندادند [٨].
آنگه رسول را [٩]-عليه السّلام-گفت:اگر خواهى اين آيت بخوانى: فَلاٰ تَعْلَمُ نَفْسٌ مٰا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ.
عبد اللّه مسعود گفت:در تورات نبشته است [١٠]:لقد اعدّ اللّه للّذين تتجافى جنوبهم عن المضاجع ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر،و لا يعلمه ملك مقرّب،و انّه لفى القرآن: فَلاٰ تَعْلَمُ نَفْسٌ مٰا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ ،گفت:
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:خفيه.
[٢] .آج،لب:كردهاند.
[٣] .مش:ايشان.
[٤] .آج،لب:ابهام.
[٥] .اساس:بدون نقطه،آط،آب،آج،لب:بجاردن.
[٦] .آج،لب:چشم نديده است.
[٧] .آج،لب:چنان نشنيده است.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:ندادهاند.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[١٠] .آب:نوشتهاند،ديگر نوشته:نوشته است.