روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٢ - ترجمه
به او شرك نيارى،و نماز بهپاىدارى،و زكات مال بدهى،و ماه رمضان روزه دارى،و حجّ خانه بكنى.
آنگه گفت:تو را ره نمايم بر درهاى خير:روزه سپر است و صدقه خشم خداى بنشاند و نماز شب در ميانۀ شب.آنگه اين آيت برخواند: تَتَجٰافىٰ جُنُوبُهُمْ تا به آخر [١].
آنگه گفت:تو را خبر [٢]دهم به ملاك و قوام اين جمله؟گفتم:بلى يا رسول اللّه!زبان خود به دست گرفت و گفت:
اكفف لسانك ،زبان نگاه دار.من گفتم:يا رسول اللّه!ما را بخواهند گرفتن به گفتار زبان؟گفت:يا معاذ:
ثكلتك امّك هل يكبّ النّاس فى النّار على وجوههم الّا حصائد السنتهم ،مردم را در دوزخ فگند [٣]الّا آفت زبانشان؟ ضحّاك گفت [٤]:مراد نماز شام و خفتن و نماز بامداد است كه مردم [٥]به جماعت بكند.
شهر بن حوشب روايت كرد از اسماء بنت عميس كه گفت،از رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-شنيدم[٢٣٣-پ]كه گفت:چون روز قيامت باشد و خلايق را در موقف عرض بدارند،و منادى ندا كند از قبل ربّ العزّة ندايى كه همۀ اهل جمع بشنوند:
ليقم الّذين كانت تتجافى جنوبهم عن المضاجع ،خيزيد [٦]آنان كه شب خاستگان بودهاى [٧]در دنيا!جماعتى برخيزند اندك.آنگه گويد:برخيزيد كسانى [٨]كه خداى را شكر كردهاى در سرّاء و ضرّاء!جماعتى ديگر برخيزند اندك،ايشان [٩]دو گروه را به بهشت برند.آنگه حقتعالى در حساب خلايق گيرد.
آنگه حقتعالى وصف ايشان كرد [١٠]،گفت: يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً ،گفت:
ايشان خداى را خوانند به خوف و طمع،يعنى به ترس و اميد،گاه از عقابش [١١]
[١] .مش+آيه.
[٢] .مش+مى.
[٣] .آج،لب:افگند.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز كا+آن است.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:مرد.
[٦] .آط،آب،آج،لب:برخيزند،مش:برخيزند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:بودهاند.
[٨] .آج،لب:آن كسانى،كا:اى كسانى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+هر.
[١٠] .مش+و.
[١١] .مش:عتابش.