روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٠ - ترجمه
يَدْعُونَ ،خبرا عن الغائب،و راويان از عاصم خلاف كردند،و باقى قرّاء به«تا»ى خطاب،گفت:خداى داند آنچه شما آن را خوانى به دوستى دون او اگر صنم باشد اگر وثن،يا آنچه باشد از جملۀ معبودان. وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ،و او خدايى است غالب و قاهر و محكم كار.
وَ تِلْكَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ ،آنگه گفت:اين مثلهايى است كه ما مىزنيم براى مردمان تا معتبر شوند و متّعظ. وَ مٰا يَعْقِلُهٰا إِلاَّ الْعٰالِمُونَ ،و ندانند اين مثلها مگر عالمان و دانايان كه در او انديشه و تفكّر كنند.
جابر بن عبد اللّه الانصارىّ روايت كرد كه:رسول-عليه السّلام-اين آيت بر خواند،آنگه گفت:
العالم من عقل عن اللّه فعمل بطاعته و اجتنب سخطه ،عالم آنكس باشد كه از خداى تعالى بداند اوامر و نواهى،و به طاعت او عمل كند،و از خشم او اجتناب كند.
خَلَقَ اللّٰهُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ ،آنگه گفت:خداى تعالى آسمان و زمين بيافريد به حق نه به باطل،به حكمت نه به عبث. إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيَةً ،در اين آيتى هست مؤمنان را و علامتى و بيّنتى [١].
آنگه امر كرد رسول را گفت: اُتْلُ مٰا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتٰابِ ،بخوان آنچه وحى كردهاند بر تو از كتاب،و نماز به پاى دار كه نماز نهى كند از فحشاء و بازدارد [٢]از منكر،يعنى از معاصى و ناشايست [٣].
عبد اللّه عمر گفت:مراد به اين«صلاة»،قرائت قرآن است،بيانش: وَ لاٰ تَجْهَرْ بِصَلاٰتِكَ [٤]... ،اى بقراءتك،و
قوله-عليه[السّلام] [٥]: اقرأ القرآن ما نهاك فاذا لم ينهك فلست تقرأه ،گفت:قرآن مىخوان ما دام تا تو را نهى مىكند،چون نهى نكند تو را نخوانده باشى.
و دگر مفسّران گفتند:مراد به«صلاة»نماز است،و اين مطابق ظاهر بود،و بيانش قول رسول-عليه السّلام:
من لم ينهه [٦]صلاته عن الفحشاء و المنكر لم تزده من
[١] .آز:سنّتى.
[٢] .آط،آب،كا+و،كه ظاهرا زايد به نظر مىرسد.
[٣] .آب،آز:ناشايسته.
[٤] .سوره بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ١١٠.
[٥] .آط:ندارد،از آب افزوده شد.
[٦] .كا:لم تنهه،ديگر نسخه بدلها لم ينه.