روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩٦ - ترجمه
آمد [١]و گفت:
يا اخوان القردة و الخنازير انّا[ا] [٢]ذا نزلنا بقوم [٣]فساء صباح المنذرين ،اى برادران [٤]خوكان و بوزنگان!ما چون به ساحت و پيرامن قومى فرود آييم [٥]،بد باشد بامداد ايشان.گفتند:يا با القاسم [٦]!ما كنت جهولا و لا سبّابا، [٧]اى محمّد!تو هرگز جاهل و دشنامدهنده نبودى.
و در راه رسول به صحابه بگذشت [٨]در جايى كه آن را صورين خوانند،گفت:
هيچكس را ديدى كه به شما بگذشت [٩]؟گفتند:بلى،دحية الكلبىّ به ما بگذشت بر شترى نشسته بر اين هيئت.گفت:آن جبريل است كه مىرود تا [١٠]حصن ايشان متزلزل كند،و ترس در دل ايشان فگند [١١].
و رسول-عليه السّلام-بيامد و بر سر چاهى از[٢٥١-ر]چاههاى ايشان [١٢]فرود آمد كه آن را چاه«أنا»گفتند.و مردم مىرسيدند و فرومىآمدند،و مردم بعضى پس [١٣]نماز خفتن رسيدند و نماز ديگر نكرده بودند،ازآنكه رسول گفته بود:نماز ديگر مكنيد [١٤]الّا به بني قريظه.نماز را قضا باز كردند،و خداى تعالى ايشان را معذور داشت.
و رسول-عليه السّلام-اين حصن را حصار داد بيست و پنج روز تا كار بر ايشان سخت شد،و حيىّ اخطب به حكم آنكه با كعب اسد [١٥]عهد كرده بود كه با او باشد تا آنچه رسد به هر دو رسد.او نيز در حصن بود،كعب اسد [١٦]گفت:يا قوم!بديدى كه ما را چه افتاد،و ما در چه محنت افتادهايم!اكنون از سه كار يكى اختيار كنى.
گفتند:و آن كدام است؟
[١] .آط،آب،آج،لب،مش+و آواز داد.
[٢] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٣] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:بساحة قوم.
[٤] .آط،آب،آج،لب:برادر.
[٥] .آط،آب،آج،لب،مش:فرود آمديم.
[٦] .آط،آب،كا:يا ابا القاسم،آج،لب:يا ابو القاسم.
[٧] .آج،لب،سابّا.
[٩] [٨] .آط:بگزشت.
[١٠] .آط،آب،آج،لب،مش+آن.
[١١] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:افگند.
[١٢] .ديگر نسخه بدلها بجز كا:ندارد.
[١٣] .آط،آب،آج،لب،مش،كا+از.
[١٤] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:نكنند،كه براساس مرجّح مىنمايد.
[١٦] [١٥] .اساس:اسيد،با توجّه به ضبط ديگر نسخه بدلها و مآخذ خبر،تصحيح شد.