روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٦ - ترجمه
عبد اللّه بن اسماعيل بن زيد گفت:مردى صالح بود از بعضى جزيرههاى دريا، و مردى سيّاح بود در جهان مىگشت تا عجايب جهان بيند،و نام مهترين [١]خداى دانست،خداى را به آن نام بخواند اجابت كرد،و در حال سرير حاضر كردند پيش سليمان،پيش ازآنكه سليمان چشم بر كرد [٢].
علما خلاف كردند در آن نام و در آن دعا كه عند آن عرش حاضر كردند.
از رسول-عليه السّلام-روايت كردند كه:آصف خداى را به اين نامها خواند كه:
يا حىّ يا قيّوم.
زهرى گفت،اين بود كه گفت:يا الهنا و اله كلّ شىء لا اله الّا انت.
مجاهد گفت:يا ذا الجلال و الاكرام.
عبد اللّه عبّاس گفت:آصف دو ركعت نماز كرد و خداى را به نام مهترين بخواند،گفت:يا رسول اللّه!توبه جانب يمن مىنگر.خداى [٣]تعالى فرشتگان را بفرستاد تا در زير زمين بياوردند،و زمين شكافته شد،و سرير از پيش سليمان بر آمد از زمين.
و گفتند:خداى تعالى معدوم بكرد،و پيش سليمان باز آفريد،و اين بر مذهب آنكس روا باشد كه فناى بعضى جواهر به ابقاى بعضى روا دارد،و اين بر مذهب درست نيست.
اگر [٤]گويند [٥]:خداى تعالى مفرّق [٦]بكرد اجزاى آن و آنجا رسيد [٧]،قبل ان يرتدّ اليه طرفه،آنگه مؤلّف بكرد،اين [٨]با [٩]سلامتتر باشد.
امّا قوله: قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ ،در او سه قول گفتند،يكى آنكه:پيش ازآنكه چشم زخم تو مرد [١٠]به تو رسد [١١]و از دورتر [١٢]،و دوم آنكه:تو چنين شاخص
[١] .كا:بهترين.
[٢] .كا:بر كردى.
[٣] .مش:خداوند.
[٤] .مش:مگر.
[٥] .مش+كه.
[٦] .آج:بفرق،آل:مفرق،كا:متفرق.
[٧] .مش:جزاى چون آنجا برسيد،كا:او در هوا آنجا رسانيد.
[٨] .آب،آز،مش+جا.
[٩] .مش:تا.
[١٠] .آب،آز،مش:ندارد،آل:مردم.
[١١] .آل:رسيد.
[١٢] .كذا در آط،آب،آج،لب،آل،مش،آز،كا:و او دوربين بود.