روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤ - ترجمه
خواندند:الا يسجدوا،به تشديد«لام»و معنى كلام بر تقديم و تأخير،و تقدير آنكه:
و زين لهم الشيطان اعمالهم لئلا يسجدوا.
آنگه محلّ او نصب باشد به«ان».و ابو عبيد [١]اختيار اين قرائت كرد براى آنكه كلام با اين قرائت بر نسق خود و سياقت قصّه بر جاى [٢]باشد،و بر قرائت اوّل كلام از اين نسق منقطع شود. اَلَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،آن خداى كه او بيرون آرد پوشيده و غيب در آسمان و زمين.
بيشتر مفسّران گفتند:«خبء»آسمان باران است،و«خبء»زمين نبات،يعنى باران از آسمان فرود[آرد] [٣]،و نبات از زمين بر آرد.و در قرائت عبد اللّه مسعود چنين است كه:يخرج الخبء من [٤]السّماوات و الارض. وَ يَعْلَمُ مٰا تُخْفُونَ وَ مٰا تُعْلِنُونَ ،قرائت عامّۀ قرّاء،يعلم است به«يا»و كسائى و حفص عن عاصم به«تا»ى خطاب خواندند.
اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ،خداى است كه جز او خدايى نيست،و او خداى عرش عظيم است.بعضى مفسّران گفتند:مراد به عرش ملك است،و باقى مفسّران گفتند:مراد عرش [٥]است كه در آسمان آفريد.
قٰالَ سَنَنْظُرُ ،سليمان گفت:ما بنگريم تا اين حكايت كه گفتى من قولك:
أَحَطْتُ بِمٰا لَمْ تُحِطْ بِهِ- تا به آخر آيت مقدّم،راست است يا دروغ؟اوّل تدبير آب بساز كه ما و لشكر تشنهايم.او بيامد و راه نمود ايشان را بر آب.چاهها بكندند و آب برگرفتند چندان كه حاجت بود.آنگه [٦]نامهاى نبشت [٧]:
من عبد اللّه سليمان بن داود الى بلقيس ملكة سبأ: اَلسَّلاٰمُ عَلىٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدىٰ [٨]، بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ أَلاّٰ تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ [٩].
ابن جريج گفت:سليمان-عليه السّلام-در نامه برآن بنهافزود كه در قرآن
[١] .همۀ نسخه بدلها:ابو عبيده.
[٢] .كا+خويش.
[٣] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٤] .اساس+فى،كه با توجّه به نسخه بدلها و فحواى عبارت زايد تشخيص داده شد.
[٥] .آط،آب،آج،آز،آل،مش:عرشى.
[٦] -كا:نوشت،ديگر نسخه بدلها:بنوشت.
[٧] .كا:نوشت،ديگر نسخه بدلها:بنوشت.
[٨] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٤٧.
[٩] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٣٠ و ٣١.