روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٦ - ترجمه
الكلام عليه،و تقدير آنكه:و لكن ما تعمّدت قلوبكم] [١]فعليكم فيه الجناح. وَ كٰانَ اللّٰهُ غَفُوراً رَحِيماً ،و خداى غفور و رحيم است آمرزنده و بخشاينده [٢].
در خبر است كه،رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-گفت:
من ادّعى الى غير ابيه او الى غير ولىّ نعمته فعليه لعنة اللّه و الملائكة و النّاس اجمعين ،گفت:هركه [٢٤١-پ]او كسى را بازخواند [٣]نه با پدر [٤]او و يا نه ولىنعمت او،لعنت خداى و فريشتگان و مردمان بر او باد.
راوى خبر گويد [٥]:ابو حذيفة بن عتبة بن ربيعة بن عبد الشّمس از جملۀ بدريان بود.او سالم را به پسرى بپذرفت [٦]،و دختر برادرش را [٧]بنت الوليد بن عتبه [٨]به او داد،و او مولى زنى انصارى بود او را به پسرى خواند [٩]چنان كه رسول-عليه السّلام- زيد حارثه [١٠]را.
و در جاهليّت عادت چنان بود [١١]كه چون كسى پسر خواندهاى گرفتى،او را پسر وى [١٢]خواندندى،و چون بمردى ميراثش به او دادندى،تا خداى تعالى اين آيت فرستاد: اُدْعُوهُمْ لِآبٰائِهِمْ -الآية.
اَلنَّبِيُّ أَوْلىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ،گفت:[رسول-عليه السّلام اولىتر است به مؤمنان ازآنكه ايشان به خويشتن،يعنى] [١٣]حكم رسول اولىتر است [١٤]بر ايشان كه حكم ايشان بر خود.
عبد اللّه عبّاس گفت:معنى آن است كه،چون رسول-عليه السّلام-ايشان را دعوت كند با چيزى،و نفس ايشان دعوت كند ايشان را با چيزى،ايشان را اجابت رسول بايد كردن و متابعت او،نه متابعت هواى نفس خود.
مقاتل گفت:يعنى طاعت رسول داشتن [١٥]اولىتر است ازآنكه طاعت يكديگر.
[١٣] [١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+است.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:به پدر.
[٤] .كذا در اساس و همۀ نسخه بدلها حتى مه،به نظر مىرسد كه مفسّر فعل لازم را در اين مورد متعدّى معنى كرده است.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٦] .آب،آج،لب:بپذيرفت،مش:پذيرفت.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+هند.
[٨] .آج،لب،كا:عقبه را.
[٩] .آط،آب،آج،لب:بر خواند.
[١٠] .مش:زيد بن حارثه.
[١١] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:عادت بودى.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:ندارد.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:حكم او در ايشان روانتر است.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها:رسول را اطاعت داشتن.