روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٧ - ترجمه
عمرو [١]از ميان ايشان اسب بيرون زد و مبارز خواست.كس اختيار نكرد مبارزت او را [٢]،شناختند كه او چه مردى است!و او در [٣]ميدان اسب را ناورد مىداد و مبارز مىخواست.چون كسى [٤]پيش او نمىرفت،گفت-شعر:
و لقد بححت من النّداء بجمعكم هل من مبارز
و وقفت اذ جبن المشجّع موقف القرن المناجز
و كذاك انّي لم ازل متسرّعا نحو الهزاهز
انّ الشّجاعة فى الفتى و الجود من خير الغرائز
اميرالمؤمنين على بيرون رفت [٥]پيش او و بجواب رجز او گفت-شعر:
لا تعجلنّ فقد اتاك مجيب صوتك غير عاجز
ذو نيّة و بصيرة و الصّدق منجى كلّ فائز [٦]
انّي لارجو ان اقيم عليك نائحة الجنائز
من ضربة نجلاء يبقى ذكرها عند الهزاهز
عمرو او را گفت:تو كيستى؟گفت:من على ابو طالبم [٧].گفت:برو از پيش من [٨]،نخواهم كه تو بر دست من كشته شوى كه مرا با پدر تو صداقتى بوده است.على گفت:و لكن مىخواهم تا تو بر دست من كشته شوى،و لكن اى عمرو!شنيدم كه تو گفتى كه:هيچكس مرا با[خصلتى از] [٩]دو خصلت نخواند و الّا او را اجابت كنم، و من تو را با يك خصلت مىخوانم از دو خصلت.گفت:و آن كدام است؟گفت:
اين كه [١٠]ايمان آرى به خداى و پيغامبرش.گفت:مرا به اين حاجت نيست،دگر چه خصلت خواهى؟گفت:پياده شوى تا كارزار كنيم.گفت:يا على مرا دريغ آيد [١١]كه تو كشته شوى.گفت:تو چرا كشته نشوى؟گفت:تو كشى مرا؟گفت:انشاءاللّه ،به توفيق خداى.عمرو خشم گرفت و از اسب فرود آمد و اسب را پى كرد [١٢]،
[١] .آط،آب،آج،لب،مش:عمرو بن عبد ود.
[٢] .آط،آب،آج،لب،مش+چه دانستند و.
[٣] .آج،لب+ميان.
[٤] .آط،آب،آج،لب،مش:كس.
[٥] .آط:برون آمد،آب،آج،لب،مش:بيرون آيد.
[٦] .چاپ شعرانى(١١٥/٩)پس از اين بيت افزوده: و لقد دعوت الى البراز فتى يجيب الى المبارز يعليك ابيض صارما كالملح حتفا للمناجز
[٧] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:على بن ابى طالب.
[٨] .اساس+كه،به نظر مىرسد مخدوش است و خط خورده.
[٩] .اساس:ندارد،به قياس با نسخه آط،افزوده شد.
[١٠] .آط،آب،آج،لب،مش:اوّل آنكه،كا:آنكه.
[١١] .آط،آب،آج،لب،مش:مىآيد.
[١٢] .آط،آج،لب،مش:بكرد.