روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦ - ترجمه
آن است كه:گندم كه بنهد به دوپاره بكند تا بنرويد،و گشنيز به چهار پاره بكند، چه [١]اگر [٢]به دوپاره بكند هم برويد [٣].آنكه اين داند روا بود [٤]كه حطم داند و جهت مضرّت؟و قوله: قٰالَتْ نَمْلَةٌ ،بعضى گفتند:از آن منطق بود كه سليمان را بياموختند، چنان كه شاعر گفت-شعر:
عجبت لها انّى يكون غناؤها
فصيحا و لم تفتح [٥]بمنطقها [٦]فما [٧]
و گفتند:قول مجاز است،اشارتى كرد كه ايشان عند آن بدانستند كه احتراز مىبايد كردن،چنان كه شاعر گفت-شعر:
امتلأ الحوض و قال قطني
مهلا رويدا قد ملأت بطني
و قوله: قٰالَتٰا أَتَيْنٰا طٰائِعِينَ [٨].
قوله:و تفقد الطير،و بجست سليمان مرغ را.تفقّد،طلب مفقود باشد به استقصا.
و مراد به مرغ،هدهد است.چون نيافت او را،گفت:مالى،چيست مرا كه هدهد را نمىبينم.
ابن كثير و عاصم و كسائى و ايّوب خواندند اين جا:«مالى»به فتح«يا»،و در سورت«يس»: مٰا لِيَ لاٰ أَعْبُدُ [٩].
و ابو عمرو اين جا ساكن خواند و در«يس»مفتوح،و فرق كرد ميان اين«ما»و آن«ما»،گفت:اين استفهام است،و آن استفهام است به معنى جحد. أَمْ كٰانَ مِنَ الْغٰائِبِينَ ،يا او از جملۀ غايبان است.و گفتند [١٠]:به معنى«بل»است،و گفتند:
«ميم»صله است و معنى آن است كه:أ كان من الغائبين.
آنگه گفت: لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذٰاباً شَدِيداً ،من او را عذابى سخت كنم.مفسّران در آن عذاب خلاف كردند،بعضى گفتند:پرهايش بكنم و دنبالش و [١١]بيندازم او را جايى كه خانۀ مورچه باشد تا او را مىگزند.و عبد اللّه شدّاد گفت:پرش بكنم و در آفتابش
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز آز:كه.
[٢] .آط،آب،آج،آل+اين.
[٤] [٣] .آج آل+كه سليمان را بياموختند.
[٥] .آط،آب،آز،تفغر،آج،آل:تغفر.
[٦] .آط،آب،آج،آز،مش:لمنطقها.
[٧] .آب،آز،مش:فيها،آل:فها.
[٨] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ١١.
[٩] .سورۀ يس(٣٦)آيۀ ٢٢.
[١٠] .كا+ام.
[١١] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:ندارد.