روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٣ - ترجمه
دنيا چون تجارات و انواع صناعات و معاملات و حرف و كشت و به زر،و آنچه راجع باشد به اصلاح معاش [١]ايشان. وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غٰافِلُونَ ،و ايشان از آخرت غافلند و به او جاهلند يا ندانند يا اگر دانند فراموشكارند از آن.
آنگه بر ايشان حجّت گرفت [٢]: أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا ،چرا تفكر نمىكنند در خود كه من ايشان را چگونه آفريدم تا از آن تفكّر مرا بشناسند. مٰا خَلَقَ اللّٰهُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ ، خداى آسمان و زمين نيافريد، إِلاّٰ بِالْحَقِّ ،نه به عبث و لغو و بازى و بىفايده [٣]،و انّما براى آن آفريد تا مكلّفان در او نظر كنند و به او استدلال كنند بر وجود او و توحيد او. وَ أَجَلٍ مُسَمًّى ،گفتند:تقدير آن است لاجل مسمّى و الى اجل مسمّى،تا به وقتى مسمّى كه قيامت است چون آنوقت به سر آيد فنا بيافريند و فانى گرداند.
آنگه گفت: وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النّٰاسِ ،و بسيارى مردمان به لقاى خداى،يعنى به بازگشت با پيش خداى براى جزاى اعمال،امّا ثواب و امّا عقاب على حسب اعمالهم،كافرند[٢١١-ر]و نمىگروند.
آنگه تذكير و تنبيه كرد ايشان را،گفت: أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ ،نمىروند اينان در زمين تا بنگرند عاقبت آنان كه پيش ايشان بودند از امم سلف؟ كٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً ،به قوّت از ايشان سختتر بودند،چون قوم عاد و ثمود. وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ ،و ايشان زمين سپردند و برگردانيدند براى كشت. وَ عَمَرُوهٰا ،و عمارت كردند زمين را بيش ازآنكه اينان مىكنند،چه قوّت ايشان بيشتر بود و عمرشان درازتر و اميد فسيحتر. وَ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنٰاتِ ،و پيغامبران ايشان به ايشان آمدند و ايشان را دعوت كردند و معجز نمودند و حجّت انگيختند.
اين جا در كلام محذوفى هست براى دلالت كلام بر او بيفگند [٤]،و هو:(فلم يؤمنوا فاهلكهم الله بذنوبهم)،ايشان ايمان نياوردند،خداى تعالى ايشان را هلاك كرد. فَمٰا كٰانَ اللّٰهُ لِيَظْلِمَهُمْ ،خداى تعالى بر ايشان ظلم نكرد،چه عذاب ايشان به استحقاق بود. وَ لٰكِنْ كٰانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ،و لكن ايشان بر خود ستم كردند ازآنجا
[١] .آط،آب،آز:معاييش.
[٢] .آط،آب،آج،لب،آز،مش:آنگه انكار كرد بر ايشان غفلت ايشان گفت.
[٣] .مش:و بىحاصلى.
[٤] .آج،لب:بيفگنند.