روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨ - ترجمه
منّت گفت:ما داود را[١٦٧-پ]و پسر او سليمان را،علم داديم.گفتند:علم ايشان علم احكام بود،و گفتند:علم داود به صنعت زره بود،چنان كه گفت: وَ عَلَّمْنٰاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ [١]...، و علم سليمان به [٢]منطق طير بود و زبان مرغان،چنان كه گفت در حكايت از او: عُلِّمْنٰا مَنْطِقَ الطَّيْرِ [٣].
وَ قٰالاَ ،و گفتند ايشان هر دو:سپاس آن خداى را كه ما را تفضيل داد بر بسيارى بندگان مؤمن كه او را هستند به علم و به نبوّت.
وَ وَرِثَ سُلَيْمٰانُ دٰاوُدَ ،آنگه گفت:سليمان ميراث داود برداشت،و اين آيت دليل است بر آنكه ميراث انبيا به وارثان ايشان رسد،خلاف آنكه مخالفان روايت كردند كه:
نحن معاشر الانبياء لا نورّث [٤]،ما جماعت پيغامبران را ميراث نباشد،و تفسير آنان كه اين را حمل كردند بر علم و نبوّت نيك نيست،براى آنكه حقيقت ميراث در مال و ملك باشد دون علم و نبوّت،و حمل كردن كلام خداى را بر مجاز با امكان حملش بر حقيقت وجهى ندارد. وَ قٰالَ ،گفت،يعنى سليمان بر سبيل شكر نعمت و نشر احسان و كرامت: عُلِّمْنٰا مَنْطِقَ الطَّيْرِ ،ما را آواز مرغان بياموختهاند [٥]،و براى آن در حقّ مرغان منطق فرمود كه از او سليمان را چيزى مفهوم شد،چنان كه از منطق بنى آدم. وَ أُوتِينٰا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ ،و ما را بدادهاند از هر چيزى. إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ ،اين فضلى است از خداى تعالى ظاهر.
مقاتل گفت در اين آيت كه:روزى مرغكى به سليمان بگذشت و صفيرى مىزد،سليمان-عليه السّلام-اصحاب خود را گفت:دانى كه اين مرغك چه گفت؟ گفتند:نه يا رسول اللّه.گفت:مىگويد السلام عليك ايها الملك المسلّط على بني اسرايل [٦]،سلام بر تو باد اى پادشاه مسلّط بر بنى اسرايل،خداى تعالى تو را كرامت داد و ظفر داد بر دشمن،مىروم تا بچّگان خود را تعهّدى كنم و با خدمت تو آيم،و برفت.
سليمان گفت:اكنون بنگرى تا بازآيد.ساعتى بود بازآمد و بايستاد و صفيرى
[١] .سورۀ انبيا(٢١)آيۀ ٨٠.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٣] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ١٦.
[٤] .كا+لا نرث.
[٥] .آج،آل،مش:بياموختند.
[٦] .آب،آز،آل،مش:اسرائيل.