روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٤ - ترجمه
گفت:آن را به نزديك خداى زيادتى نباشد،و زكات بيفزايد به نزديك خداى،و قوله:
فَأُولٰئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ ،اى هم اصحاب ضعف،من قولهم:اجرب الرّجل اذا صار ذا ابل جربى،و اعطش اذا صار ذا ابل عطاش،قال-شعر:
كقربة ذى الثّلة المعطش اَللّٰهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ،گفت:او آن خداى است كه بيافريد شما را در بدايت،و روزى داد در ميانه،و بميراند به آخر،و زنده كند در آخرت.اين بر سبيل تذكير نعمت گفت. هَلْ مِنْ شُرَكٰائِكُمْ ،هيچكس هست از اين انبازان [١]كه شما گرفتى با خداى كه چيزى كند از اين يا قادر باشد بر بعضى از اين؟ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالىٰ ،منزّه است او و متعالى ازآنكه با او همتا و انباز [٢]گيرند [٣].
آنگه گفت: ظَهَرَ الْفَسٰادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمٰا كَسَبَتْ أَيْدِي النّٰاسِ ،گفت:
فساد آشكارا شد در زمين و در دريا به آنچه مردمان [٤]كنند از كفر و معاصى،گفت [٥]:
فساد برّ،به قحط و قلّت باران و نبات بود،و فساد بحر به آنكه آبش كم شود و منافعى كه از او بودى كمتر باشد [٦]به شوم [٧]گناه بنى آدم.
قتاده گفت:اين پيش از مبعث رسول بود-صلّى اللّه عليه و على آله [٨]-چون خداى تعالى رسول را بفرستاد،اهل«برّ»-كه اهل بيابان و خيمهها بودند-به بركۀ [٩]او پرخصب و نعمت شدند،و آنان كه اهل«بحر»بودند-از اهل ريف و ديهها و شهرها كه بر كنار دريا باشد-همه پرخير شدند.
مجاهد گفت:[٢١٧-ر]مراد به اين بحر،نه درياست،بل مراد هر شهرى و ديهى است كه آن را آبى روان باشد.
عطيّه گفت:هرآن سالى كه باران كم باشد غوص كم باشد.
عبد اللّه عبّاس گفت:لؤلؤ در شكم صدف از قطرۀ باران بود كه او روز باران بيايد
[١] .آب،آز،مش:انبازانى.
[٢] .كا:هنباز.
[٣] .آج،لب:گزيد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+مى.
[٥] .مش:گفتند.
[٦] .آج،لب:كمتر شود.
[٧] .آج،لب،آز،مش:بشومى،كا:بشئوم.
[٨] .آب،مش+و سلّم.
[٩] .آط،آب،آج،لب،آز،مش،كا:بركت.