روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٥ - ترجمه
آن قبول نكنند از او.گفتم:يا اميرالمؤمنين !و آن چيست؟گفت:
الحسنة حبّنا اهل البيت و السّيّئة بغضنا ،حسنه دوستى ماست كه اهلالبيتيم،و سيّئه دشمنى ماست.
قوله: فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهٰا ،او را به از آن باشد،يعنى به از آن حسنه،و آن ثواب و نعيم ابد باشد.
عكرمه و ابن جريج گفتند:معنى نه آن است كه به از آن،براى آنكه به از ايمان و كلمه توحيد هيچچيز نباشد،و انّما [١]تقدير آن است كه: فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهٰا ،اى من تلك الحسنة خير و ثواب،او را به از آن حسنه خير و ثواب.و خير بر اين قول تفضيل را نباشد،بل نيكى باشد از نيكيها.
بعضى دگر [٢]گفتند:خير بر تفضيل است،براى آنكه ايمان فعل بنده است،و ثواب فعل خداى،و فعل خداى از فعل بنده به باشد.
بعضى دگر [٣]گفتند:مراد رضاى خداست،و رضاى خداى به از همه چيز باشد، لقوله: ...وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اللّٰهِ أَكْبَرُ [٤].
محمّد بن كعب و عبد الرّحمن بن زيد گفتند: فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهٰا ،يعنى بيش ازآنكه يكى را ده بدهند كقوله: مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا [٥]... ،و اين اقوال [٦]كه گفتند [٧]در تأويل«خير منها»،متعسّف است براى آن [٨]گفتند [٩]كه پنداشتند خللى راه يابد اگر مطلق گويند،و اين نه چنان است كه ايشان گمان بردند،براى آنكه خداى گفت:او را به از آن باشد [١٠]،و تكليف كلفت و مشقّت [١١]،و نعمت و راحت به هر حال به از مشقّت و رنج باشد.و آنكه [١٢]قدر استحقاق هر فعلى جز خداى نداند، چنان كه در خبر آمد كه:بنده را به يك تسبيح چندانى ثواب دهند كه ملك دنيا
[٣] [١] .كا:اين جا.
[٢] .آج،آل:ديگر.
[٤] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٧٢.
[٥] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٦٠.
[٦] .كا+ضعيف است.
[٩] [٧] .آب،آز:گفتهاند.
[٨] .آب،آج،لب،آز،آل+كه.
[١٠] .كا+يعنى ثواب،و ثواب نفع باشد مستحق با تعظيم و تبجيل،و اين بنده را به باشد از طاعت كه طاعت تكليف باشد.
[١١] .مش+است،كا+بود.
[١٢] .آز،مش:آنگاه،كا آنگه.